Home گزارش اعتراضات‌آبان، انتخابات اسفند
اعتراضات‌آبان، انتخابات اسفند
0

اعتراضات‌آبان، انتخابات اسفند

0
0

«اعتماد» اثرات و تبعات اعتراض‌هاي اخير بر ميزان مشاركت انتخابات مجلس را بررسي مي‌كند

اعتراضات‌آبان، انتخابات اسفند

با نوشته‌ها و گفته‌هايي از :حسين انصاري‌راد ، عباس سليمي نمين، حسن رسولي ، حسين نوراني‌ن‍ژاد ، علي باقري

آبان 98 تكرار خواهد شد؟ اين پرسشي است كه بارها و بارها با آن كلنجار رفته‌ايم؛ آن هم نه ‌تنها در درون خودمان بلكه هر بار كه در كوچه و خيابان به زمزمه‌هاي رهگذران و راننده‌هاي تاكسي گوش سپرديم و ردي از نااميدي را در روزمره‌هايشان ديديم؛ وقتي مي‌پرسند «فكر مي‌كنيد اعتراض‌ها تمام شد؟» خروارها سوال و فرضيه و احتمال و تحليل‌هاي رنگارنگ بر سرمان خراب مي‌شود؛ و حال پس از گذشت يك ماه و نيم از آن حوادث نه‌ تنها رخدادهاي آبان‌ ماه كمرنگ نشده بلكه با گزارش‌هايي كه از واكاوي آن اعتراض‌ها منتشر ‌شده، دايره پرسش‌ها بيشتر هم مي‌شود.

سايه سنگين آمار بر آبان

«۷۹ درصد تهراني‌هاي داراي تحصيلات ارشد و بالاتر معتقدند، اعتراضات ادامه خواهد يافت و ۸۵ درصد معترضان را محق مي‌دانند»، «85 درصد تهراني‌ها از شرايط كشور ناراضي‌اند و ۸۴ درصد نسبت به آينده ارزيابي مثبتي ندارند» اينها گوشه‌اي از آماري است كه «مركز افكارسنجي دانشجويان ايران (ايسپا) » آن را در چند بخش منتشر كرده است. گزارش‌هايي كه نمي‌توان به سادگي از كنار آن عبور كرد. عباس عبدي، روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسي در يادداشتي كه 30 آذر ماه در «اعتماد» منتشر شد به اين آمار اشاره مي‌كند و مي‌نويسد:«۷۱ درصد مردم تهران معتقدند كه صداوسيما به ميزان كم و خيلي كم در پوشش اعتراض‌هاي مردم بي‌طرفانه عمل كرده است. فقط ۱۱درصد مردم به ميزان زياد و خيلي زياد بي‌طرفي آن را قبول داشته‌اند. حال آنكه اين رقم براي افراد با تحصيلات عالي حدود ۵ درصد است.

همان‌گونه كه بسياري از افراد اظهار كرده‌اند كه گراني بنزين عامل اصلي اين اعتراض‌ها نبود تنها 6 درصد شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي برابر اين پرسش كه اين روز‌ها بيش از همه از چه چيزي نگران هستند به گراني بنزين اشاره كرده‌اند. اكثريت قاطع آنان(۸۵ درصدشان) به مسائل كلان اقتصادي و فقدان اشتغال و نيز نااميدي از آينده اشاره كرده‌اند. بنابر آمار كمتر از 10 روز پيش ايسپا، رضايت از وضعيت كشور در شهر تهران حدود ۱۵ درصد است كه به نظر مي‌رسد، تفاوت چنداني با سال گذشته نداشته است. ولي نسبت به سال ۹۶ حدود نصف شده و مشكل اصلي اين است كه اميد آنان به بهبود نيز اندك است و تنها ۱۶ درصد مردم ارزيابي مثبتي از آينده دارند اما ۵ درصد گمان مي‌كنند كه اوضاع بدتر خواهد شد. ديگران نيز يا معتقدند، فرقي نخواهد كرد يا اظهار بي‌اطلاعي كرده‌اند. جالب آنكه در اين مورد نيز افراد با تحصيلات عالي نااميدي بيشتري ابراز داشته‌اند. همزمان درخصوص محق بودن معترضان نيز حدود ۷۵ درصد، شهروندان را در اعتراض صاحب حق مي‌دانند.» اينها البته تنها اعداد و ارقامي نيست كه يك روز آن را از جلوي چشم بگذرانيم و روز ديگر فراموش كنيم كه چه ‌چيزي خوانديم؛ اين اعداد وقتي به دامنه سياست‌گذاري‌ها مي‌رسند، تبديل به مولفه‌هاي تاثيرگذاري مي‌شوند كه طبيعتا سايه‌شان بر تصميم‌گيري‌ها يا دست‌كم تبعيت از تصميمات موثر خواهد بود.

يك جرعه انتخابات

وقتي هنوز صحبتي از گران شدن بنزين در ميان نبود، بارها از زبان سياسيون اين سخن كه «بايد مردم را تشويق و ترغيب كرد تا پاي صندوق‌هاي راي بيايند» شنيده بوديم؛ سخناني كه در همان زمان اغلب شخصيت‌هاي سياسي به دشواري به زبان آوردنش معترف بودند؛ حالا احزاب و جريان‌هاي سياسي در نقطه‌اي قرار دارند كه نزديك به 45 روز از اعتراض‌هاي آبان‌ ماه گذشته و تا رسيدن به لحظه موعود انتخابات 42 روز بيشتر زمان ندارند. گذرگاه صعب‌العبوري كه براي به سلامت گذشتن از آن بايد براي هر قدمش حساب و كتابي داشته باشند و بي‌گدار به آب زدن به معناي شكست آنها تمام خواهد شد. احزاب سياسي به ‌ويژه آنها كه به قول معروف چند پيراهني بيشتر پاره كرده‌اند(چه با جنس چپ باشد و چه راست) به خوبي اين واقعيت را با گوشت و پوست‌ خود لمس كرده‌اند كه اتفاق‌هاي اخير و نگاه مردم به گذشته و آينده كشور قطعا و بدون شك بر ميزان مشاركت مي‌تواند موثر باشد؛ در چنين وضعي است كه هنر سياست‌ورزي مي‌تواند مردم را بار ديگر پاي صندوق راي بياورد يا آنها را از اين راه دور كند.

راهكار چيست؟

«بايد از مردم دلجويي كرد»؛ اين يكي از جملات كليدي است كه اين روزها از زبان مقامات و مسوولان به كرات به زبان آورده‌اند. هر چه باشد، نظامي كه با نيروي مردم روي كار آمده است براي هر قدمش نياز به تاييد مردم دارد و اين مهر تاييد در بزنگاه‌هاي انتخابات است كه پاي كارنامه‌هاي سياسي زده مي‌شود. از آنجا كه ديگر زمان زيادي تا انتخابات باقي نمانده است، اين‌ سوال مطرح مي‌شود كه اتفاق‌ها و اعتراض‌هاي اخير تا چه ميزان مي‌تواند بر مشاركت سياسي مردم در انتخابات موثر باشد؟ با طرح اين پرسش بر آن شديم تا اين موضوع را با شخصيت‌هاي سياسي اصولگرا و اصلاح‌طلب در ميان بگذاريم. «عباس سليمي‌نمين» فعال سياسي اصولگرا يكي از افرادي است كه در اين رابطه با «اعتماد» صحبت كرد و معتقد بود كه اين اتفاقات هر چند بي‌تاثير نيست اما مي‌گويد با همه دلخوري‌ها، مردم تنها راه اصلاح را صندوق راي مي‌دانند. «حسين انصاري‌راد» رييس كميسيون اصل 90 مجلس ششم نيز از تاثير اين اعتراضات بر مشاركت سياسي مردم در انتخابات مي‌گويد و معتقد است:«مردم نارضايتي انباشت ‌شده‌اي دارند كه تنها ناشي از حوادث آبان نيست». علي باقري، حسين نوراني‌نژاد، جواد امام و حسن رسولي نيز از ديگر شخصيت‌هاي سياسي بودند كه درباره چند و چون مشاركت سياسي مردم در انتخابات با «اعتماد» صحبت كردند كه در اين پرونده مي‌خوانيد.

حسين انصاري‌راد، رييس كميسيون اصل 90 مجلس ششم:

مردم نارضايتي انباشت‌شده‌اي دارند كه تنها ناشي از حوادث آبان نيست

كمتر از 60 روز به انتخابات دوره يازدهم مجلس شوراي اسلامي زمان باقي است اما به نظر مي‌رسد كه فضاي سياسي همچون سال‌هاي گذشته انتخاباتي نيست. اگرچه پيش از حوادث و اعتراض‌هاي آبان نيز فضاي انتخاباتي چندان ملموس نبود اما آيا اين حوادث و اعتراض‌هاي اخير بر انتخابات و شكل‌گيري مجلس آينده تاثيرگذار خواهد بود؟

بله، قطعا اعتراض‌هاي آبان روي انتخابات و مجلس آينده تاثيرگذار خواهد بود. اگر به جامعه نگاهي عميق‌تر و دقيق‌تر داشته ‌باشيم، متوجه مي‌شويم كه نارضايتي‌هاي مردم طولاني‌مدت و انباشته‌ شده است. اعتراض‌هاي هفته پاياني آبان كه با افزايش قيمت بنزين آغاز شد همچنين نوع برخورد نيروهاي انتظامي و نظامي با معترضان
به نوعي نيشتري بر دملي چركين يا كبريتي بر انبار باروت بود كه خشم طولاني و انباشته‌ شده مردم را به مرحله بسيار حادي رساند يا اين حوادث اخير بسياري از كساني كه با اميد، تلاش، با علاقه به كشور و مصالح مردم و نظام به دنبال اصلاحات و پيگيري فرآيند اصلاح بوده‌اند، منفعل و بعضا از انتخابات نااميد شدند. البته برخي تند و تيزتر موضع گرفتند و نااميد شدند، برخي آرام‌تر اما به هر روي نمي‌توان منكر نااميدي شد. حوادث اخير حتي كساني را كه انتخابات را راه اصلاح، راه مصالحه ملي و راه عبور از گذرگاه سختي كه كشور با آن مواجه است، مي‌دانستند، تقريبا دچار يأس كرد و مردم نيز متاثر شدند. به نظر مي‌رسد كمتر كسي توانسته خود را از تاثير حوادث اخير با همه آنچه در گذشته رخ داده، خلاص كند.

فارغ از حوادث و اعتراض‌هاي آبان كه به نظر مي‌رسد فروكش كرده است، چه عوامل ديگري در اين نااميدي كه شما به آن اشاره داريد، دخيل بوده و هست؟

اصلاح‌طلبان البته نه با تمام‌قوا اما با بخشي از نيروهاي سرشناس خود وارد ميدان رقابت شده و نام‌نويسي كردند. گروهي همچنان اميد داشتند كه در فرآيند امور، اصلاحي صورت گيرد و معنا و هويت مجلس را به آن بازگردانند و مجلس را تاحدي به تعبير بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران كه «مجلس در راس امور است» نزديك كنند.
با اين حال شاهد ردصلاحيت بخشي از همين گروه در هيات‌هاي اجرايي بوديم. گزارش‌ها حاكي از آن است كه در تهران و برخي شهرهاي بزرگ چهره‌هاي سرشناس اصلاح‌طلب بدون ارايه ادله قانوني ردصلاحيت شده‌اند، اگرچه جز وفاداري به نظام جمهوري اسلامي و مردم ايران چيز ديگري از آنها ديده نشده و اگر پرونده قضايي نيز وجود دارد، عمدتا ناشي از برخي اختلاف‌نظرهاي سياسي است. به نظر من اگر اين شنيده‌ها از ردصلاحيت‌ها حقيقت داشته باشد، تاثير منفي هم بر روحيه كساني خواهد داشت كه اصلاحات را دنبال مي‌كردند و هم بر روحيه و مواضع كساني كه مخالف شركت در انتخابات بودند، چراكه اين ردصلاحيت‌ها مواضع آنها را كه معتقد بودند حضور در انتخابات بي‌فايده است را تقويت خواهد كرد.

به نظر شما در اين بازه زماني حاكميت، به‌صورت عام قادر به انجام چه اقداماتي است تا انگيزه مردم براي حضور در انتخابات افزايش يابد؟

به نظر مي‌رسد ضرورت دارد كه در احراز صلاحيت‌ها تجديدنظر شود، چراكه اين موضوع
به خودي خود مي‌تواند در ميزان مشاركت مردم تاثيرگذار باشد. به هر حال همين تعداد از اصلاح‌طلبان هم كه در انتخابات نام‌نويسي كردند، مي‌توانند وارد مجلس شوند و دست‌كم تفكري را نمايندگي كنند، ضمن اينكه باز كردن فضاي انتخابات مي‌تواند در روحيه مردم براي شركت در انتخابات موثر باشد. البته فضاي باز انتخاباتي و همچنين عدم سخت‌گيري در تاييد صلاحيت‌ها مي‌تواند پاسخي درخور باشد به كساني كه دايما شركت در انتخابات و صندوق راي را بي‌تاثير مي‌دانند و تلاش مي‌كنند مردم را براي تحريم انتخابات ترغيب ‌كنند.

فارغ از بحث احراز صلاحيت‌ها، دولت به معناي اخص يا ساير نهادهاي حاكميتي و حتي جريان‌هاي سياسي مي‌توانند چه اقدامات ديگري انجام دهند كه تاثير حوادث آبان ‌ماه را روي انتخابات كم كنند و به نوعي اميد و انگيزه براي كنشگري سياسي به مردم بدهند؟

بايد توجه داشته ‌باشيد كه تنها حوادث آبان‌ ماه نبوده كه باعث كاهش اميد و انگيزه مردم براي كنشگري سياسي شده است. مردم نارضايتي انباشته و متراكمي دارند كه مجموعه اين نارضايتي‌ها چنين فضايي را ايجاد كرده است، بنابراين نمي‌توان تنها اين بي‌انگيزگي را به حوادث آبان‌ ماه مرتبط دانست و راه‌حلي كوتاه‌مدت و يكي، دو ماهه براي بالا بردن اين اميد و انگيزه پيشنهاد داد. در چنين شرايطي اگر چهره‌هاي سياسي متخصص، با حسن نيت و علاقه به كشور و بدون اغراض خاص در انتخابات مشاركت كنند و براي تغيير فضاي سياسي كاري انجام دهند، مي‌توان در درازمدت اميد را به جامعه بازگرداند. البته منظور اصلاح‌طلبان اسمي نيست، بلكه براي مشاركت اصلاح‌طلباني مدنظر هستند كه راه و رسم‌ و خط‌مشي‌شان اصلاح‌طلبي به عنوان يك خط‌مشي و رويكرد سياسي است. برخي از اين افراد اتفاقا در زمره فعالان سياسي شناخته شده هم به حساب نمي‌آيند اما مي‌توانند در فرآيند اصلاح امور با تكيه بر تخصص‌شان تاثيرگذار باشند. البته معتقدم كه تمام ايرانيان بايد با هر عقيده و تفكر سياسي كه به وطن‌شان علاقه دارند، در مديريت كشور شريك باشند. ايجاد احساس مشاركت در مديريت كشور براي تفكرات و جريان‌هاي مختلف سياسي-فكري مي‌تواند كمك بزرگي به حفظ انگيزه و اميد جامعه باشد.

اصلاح شيوه‌هاي حكومتداري براي افزايش مشاركت مردم

حسين نوراني‌ن‍ژاد

حوادث آبان‌ماه 98 در همه موضوعات كشور تاثيرگذار است؛ از جمله انتخابات يازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي. اين مساله، مقطعي از تاريخ ايران‌ پس از انقلاب را ساخته كه دست‌كم به سادگي نمي‌توانيم به شرايط پيش از آن برگرديم. ابعاد اجتماعي و سياسي آن فراوان است. بسياري افراد را ناراحت و بسياري خانواده‌ها را داغدار كرد. همين‌طور بسياري از كساني را كه احساس مسووليت اجتماعي دارند و بر اساس احساس مسووليت و تكليفي كه دارند، به عرصه سياسي و اجتماعي اخلاقي ورود پيدا مي‌كنند، دلخور، آزرده و عزادار كرد.

با اين حساب، اين اتفاقات قطعا بر انتخابات و مشاركت مردم در انتخابات پيش‌رو تاثير دارد. مردمي كه قرار است راي دهند يا كانديدا شوند، پيش از نقش سياست‌ورزي‌شان، انسان هستند و داراي احساسات. آنها اگرچه شايد برخي، رفتارشان را احساسي يا حتي خلاف منافع ببينند، اما وقتي احساسات‌شان جريحه‌دار شود، از منافع خود مي‌گذرند؛ چه رسد به اينكه در منفعت مشاركت در انتخابات هم ترديد كنند. آنچه مسلم است، احساسات عمومي در پي حوادث آبان‌ماه جريحه‌دار شده و بعضي حتي در تحليل‌هاي عقلاني خود نسبت به مباحث سياسي و انتخاباتي تجديدنظر كرده‌اند.

در اين شرايط و باتوجه به ضعف نهادهاي واسط جامعه و قدرت به نظر مي‌رسد تنها دستگاه‌هاي حكومتي‌اند كه قادر به ايفاي نقش و دلجويي از آسيب‌ديدگان حوادث آبان‌ماه و اعمال اصلاحاتي هستند كه به جامعه اطمينان مي‌دهد حوادثي از اين دست تكرار نخواهد شد. در اين راستا، دستگاه‌هاي حكومتي بايد با اصلاح شيوه‌هاي حكومتداري و نشان دادن بارقه‌هايي از اين اصلاحات به بخشي از جامعه كه ممكن است هنوز پذيراي اين‌ بارقه‌ها باشند، پيغام بدهند كه دست‌كم عزمي براي ايجاد و اعمال اين اصلاحات در شيوه‌هاي حكومتداري به نفع حقوق مردم و عدالت وجود دارد. اگر اين اتفاق نيفتد كار چنداني از دست جريان‌هاي سياسي كه واسطه بين مردم و جامعه هستند، برنمي‌آيد.

دولت و حكومت بايد از طريق اصلاحات بنيادين در شيوه‌هاي حكومتداري، رعايت حقوق شهروندي، احترام به حق اعتراض مردم، ايجاد عدالت اجتماعي، حاكميت قانون و رفع رفتاري كه جامعه از آنها احساس تحقير مي‌كند، مشاركت مردم در انتخابات پيش‌رو را بالا ببرند.

كار كوتاه‌مدت موثر اين است كه مشخص كنند خشونت‌هاي صورت گرفته، از كدام ناحيه بوده و چه برخوردي با عاملان و آمران آن صورت مي‌گيرد. با وجود اينكه مدت مديدي از اين اتفاقات گذشته، رسانه‌هاي مختلف خارجي و فضاي مجازي مرتبا اعداد و ارقامي از تعداد جانباختگان اين حادثه اعلام مي‌كنند كه پرسش‌هايي را در ذهن جامعه ايجاد و جامعه را دچار سردرگمي و آشوب كرده اما مسوولان ذي‌ربط اگرچه درصد جانباختگاني كه در اعتراض‌ها حضور نداشتند را اعلام مي‌كنند اما حاضر نيستند عدد كشته‌شدگان را اعلام كنند تا مردم بدانند چند خانوار به دليل اين اتفاقات عزادار شدند يا اين هموطنان از كدام مناطق كشور بوده‌اند و احيانا اگر عدول و كوتاهي يا رويدادي خلاف قانون صورت گرفته، چه برخوردي با آمران و عاملان صورت گرفته است.با اين همه اما در اين فضاي عدم ‌شفافيت به نظر نمي‌رسد كه رويكرد دلجويي از سوي نهادهاي قدرت اتخاذ شود. به بيان دقيق‌تر ‌جز اقدام مثبتي كه براي شهيد ناميدن جمعي از جانباختگان و دلجويي از خانواده آنها صورت گرفته است، ساير اقدامات، چندان رنگ و بويي از دلجويي از مردم ندارد.

سخنگوي حزب اتحاد ملت

نااميدي پيش و پس از اعتراض‌هاي آبان

علي باقري

پيش از وقوع رخدادهاي آبان امسال فضاي عمومي مشاركت در انتخابات هم با استناد به نظرسنجي‌هايي كه صورت گرفت و هم بر اساس آنچه در جامعه به چشم مي‌آمد، فضاي پرشوري نبود. جامعه نسبت به آينده چندان نگاه اميدوارانه‌اي نداشت و توقعات هم از قِبل مشاركت‌هاي انتخاباتي گذشته به شكل كامل محقق نشده ‌بود. بنابراين پيش از اين حوادث هم مشاركت حداكثري در انتخابات پيش‌بيني نمي‌شد. علاوه بر اين، بالا رفتن قيمت بنزين و مشخصا حوادثي كه پس از آن در كشور رخ داد، كاملا در نوع رويكرد مشاركتي مردم در انتخابات تاثير گذاشت و اين تاثير هم طبيعتا تاثير مثبتي نبود و تاثير منفي در مشاركت انتخاباتي گذاشت. با اين حال بايد ديد چه مي‌توان كرد كه تا حدودي اين فضاي منفي تغيير كند. آنچه به شكل كلي مي‌تواند در فضاي مشاركتي مردم براي انتخابات پيش‌رو موثر باشد، تقويت اميد به آينده در جامعه است. براي شكل‌گيري اين اميد طبيعتا ارگان‌ها و نهادهاي مختلف در كشور مي‌توانند نقش ايفا كنند. دولت مي‌تواند با مراودات بيشتر با افكار عمومي و درك شرايط مردم خصوصا در سياست‌هاي اجرايي به صورت كوتاه‌مدت تاثيرگذار باشد.

مجموعه نظام نيز مي‌تواند در ايجاد اميد موثر باشد؛ به اين شكل كه افق‌هاي حل مشكلات اساسي امروز كشور را ترسيم كرده و اجرايي كند. به نظر مي‌رسد بايد ريشه بيشتر مشكلات و راه‌حل آن را در زمينه سياست خارجي جست‌وجو كرد؛ چراكه كليد حل بخش عمده مشكلات اقتصادي امروز كشور در حوزه سياست خارجي كشور است. بنابراين مجموعه نظام مي‌تواند با رفتن به سمت باز شدن گره‌هاي اين حوزه، افق اميدبخشي پيش ‌روي جامعه قرار دهد. علاوه بر اين كنش‌ها و تصميم‌گيري‌ها، نهادهاي نظارتي نيز در امر انتخابات مي‌توانند منجر به شكل‌گيري افقي روشن براي مردم شوند. در صورتي كه نهادهاي نظارتي با نگاه وسيع‌تر و غيرانقباضي به مقوله صلاحيت‌ها رسيدگي كنند و اجازه دهند كساني كه شرايط قانوني حضور در انتخابات را دارند، به اين عرصه وارد شوند هم مي‌تواند گامي در راستاي تغيير فضاي امروز باشد. همچنين با القا و نشان دادن زمينه‌هايي براي احياي جايگاه مجلس نيز مي‌توان در بازگشت اميد به راي‌دهندگان موثر بود. اگر اين اميد وجود داشته ‌باشد كه مجلس آينده دست‌كم به بخشي از اقتدار و جايگاه قانوني خود نزديك مي‌شود و از آن براي حل مشكلات جامعه استفاده مي‌كند، تاثيرگذار خواهد بود. در مجموع اين مواردي است كه نهادهاي مختلف مي‌توانند در آن راستا گام بردارند تا در فرصت يكي، دو ماهه باقيمانده تا انتخابات از آن نتيجه‌اي حاصل شود. اما در اين ميان جريان‌هاي سياسي نيز موثر خواهند بود. بارها اعلام شده كه سياست بخش عمده‌اي از اصلاح‌طلبان حضور در انتخابات است؛ چراكه ما انتخابات را به‌مثابه فرصتي براي پيشبرد فرآيند اصلاح‌طلبي در كشور مي‌شناسيم و به انتخابات و صندوق راي به عنوان يكي از ابزارهاي كارآمد و مهم نگاه مي‌كنيم. از همين‌رو اصلاح‌طلبان اعلام كردند كه نگاه‌‌شان به حضور در انتخابات به‌طور كلي مثبت و مبتني بر مشاركت است و از اين فرصت براي اصلاح روند امور در كشور استفاده مي‌كنند. در همين راستا نيز براي پررونق كردن انتخابات چهره‌هاي سرشناسي نام‌نويسي كردند، اما از اين مرحله به بعد آنچه بيشتر تعيين‌كننده است، نه رفتار اصلاح‌طلبان؛ بلكه رفتار نهادهاي نظارتي مراكز اصلي قدرت در كشور است كه اتفاقا جهت‌گيري نهادهاي نظارتي را تعيين مي‌كنند. رويكرد نهادهاي نظارتي در دو ماه آينده مي‌تواند مجالي به اصلاح‌طلبان بدهد كه سياست‌هاي اصلاحي خود را پيگيري كنند و اگر چنين شرايطي فراهم نشود و با سياست‌هاي انقباضي اصلاح‌طلبان نتوانند ليست قابل‌ قبول و رقابتي ارايه كنند، مسووليت و تبعات آن بر عهده كساني است كه اين وضعيت را رقم زده‌اند.

رييس دفتر سياسي حزب توسعه ملي

عباس سليمي نمين، تحليلگر اصولگرا:

مردم باوجود حوادث آبان خود را از فرصت انتخابات محروم نمي‌كنند

برخي ناظران معتقدند كه انتخابات دوم اسفند‌ماه امسال متاثر از حوادث و اعتراض‌هاي آبان‌ماه خواهد بود. به نظر شما حوادث آبان به لحاظ كيفي و كمي چقدر در كنشگري سياسي مردم ايران تاثيرگذار است؟

تصور من اين است كه حوادث رخ داده تاثير منفي بر انتخابات نخواهد داشت. مسيري در انتخابات طي مي‌شود كه تعيين‌كننده است و موجب تشويق و ترغيب جامعه براي استفاده از اين امكان مي‌شود. اين مسير به گونه‌اي است كه ابتدا نخبگان بر آن تاكيد مي‌كنند يا به تعبيري بر آن صحه مي‌گذارند. يعني ابتدا نخبگان در مسيري قرار مي‌گيرند تا از اين امكان براي تاثيرگذاري در قدرت استفاده كنند. به تدريج اين نگاه در اقشار مختلف جامعه گسترش پيدا مي‌كند. وقتي نخبگان اين اعتماد و باور را دارند كه مي‌توان از طريق انتخابات و صندوق راي در تصميم‌سازي‌ها تاثير بگذارند، اين باور به ديگران هم انتقال پيدا مي‌كند؛ چرا كه نخبگان خيلي زودتر از ديگران به اين پرسش پاسخ مي‌دهند و به اين جمع‌بندي مي‌رسند كه آيا ساختار به گونه‌اي هست كه فرصت تاثيرگذاري را به آحاد جامعه بدهد؟ اگر به اين جمع‌بندي برسند كه اين انتخابات فرصت تاثيرگذاري نمي‌دهد، هرگز وقت خودشان را به عنوان سرمايه‌‌اي مهم تلف نكرده و به اين موضوع اختصاص نمي‌دهند. اينكه بيش از يك سال قبل از انتخابات نخبگان در قالب احزاب و گروه‌هاي سياسي و اقتصادي در اين زمينه سرمايه‌گذاري مي‌كنند، اين پيام را براي مردم دارد كه منطقي نيست از اين فرصت استفاده نكرد.

از منظري ديگر در جريان اعتراض‌هاي آبان قشر آسيب‌پذير جامعه تحركاتي داشت و برخي زخم‌هايي كه بر اين قشر وارد شده‌‌بود يا از گذشته وجود داشت و كمتر مورد توجه قرار گرفته‌بود، سر باز كرد. اين موضوع البته ممكن است باعث بي‌توجهي به انتخابات شود. بايد توجه داشت كه حوادث اخير دو بخش داشت. اول تحريك زخم‌ها با يك تصميم كه از درست بودن يا نبودن آن صرف نظر مي‌كنم. برخي نارسايي‌ها در جامعه وجود دارد كه با برخي تصميم‌گيري‌‌هاي مهم و اثرگذار در وجوه مختلف زندگي مردم، فعال مي‌شود و البته همزمان فرصتي را هم براي بدخواهان و دشمنان كشور فراهم مي‌كند تا آنها با يك انگيزه و مردم هم با انگيزه‌ ديگري وارد ميدان اعتراض شوند. اينكه بتوانيم اين دو گروه را از هم تفكيك و به كساني كه زخم‌هاي‌شان سر باز كرده، توجه و رسيدگي بيشتري كنيم و با بدخواهان به‌شدت برخورد كرده و به آنها فرصت ندهيم در سياست ايران نقش‌آفريني كنند؛ هنرمندي خاصي را مي‌طلبد.

به نظر مي‌رسد در تحليل شما نقش مردم و خواست‌ آنها كمرنگ است؛ چراكه تاكيد داريد وقتي نخبگان باور دارند از طريق صندوق راي مي‌توانند به تاثيرگذاري مدنظرشان دست مي‌يابند، پس مردم هم از آنها پيروي مي‌كنند اما به نظر مي‌رسد در اين ميان خواست مردم ناديده گرفته‌مي‌شود. آيا مردم به‌واقع تنها دنباله‌روي نخبگان هستند؟ همچنين به نظر شما مي‌شود تاثير همان زخم‌هاي سرباز كرده‌اي كه از آن ياد كرديد را در مهم‌ترين كنش سياسي مردم ناديده گرفت؛ كما اينكه در نظرسنجي اخيري كه ايسپا منتشر كرده مشخصا به نااميدي و بي‌انگيزگي سياسي مردم صحه گذاشته است؟

من هم مي‌توانم به نظرسنجي دانشگاه تهران ارجاع ‌دهم كه ميزان مشاركت را بسيار مثبت ارزيابي كرده است و بر مبناي آن به نظر مي‌رسد در اين مقطع زماني مشاركت خوب و معمولي خواهيم داشت. آنچه من توضيح دادم به‌معناي دنباله‌روي مردم از نخبگان نيست؛ بلكه به معني استنباط است. مردم وقتي مي‌بينند قشري كه اطلاعات جامع و بر مسائل سياسي اشراف دارد، از فرصت انتخابات حداكثر استفاده را مي‌كند، به اين جمع‌بندي مي‌رسند كه قطعا انتخابات، انتخاباتي است كه تاثيرگذار خواهد بود؛ وگرنه اين قشر در اين زمينه سرمايه‌گذاري نمي‌كرد. كساني كه در عرصه سياسي و سياست‌ورزي حضور و فرصت بررسي و تحقيق ندارند، وقتي مي‌بينند كه مطلعان در اين زمينه سرمايه‌گذاري جدي كرده‌اند، به اين سمت سوق پيدا مي‌كنند. اول قشر نخبه در اين وادي تلاش مي‌كند و بعد به صورت غيرمستقيم اين رويكرد را به باقي جامعه نيز انتقال مي‌دهد. اين به معناي پيروي و تابعيت نيست؛ بلكه مردم استنباط مي‌كنند كه اگر تاثيري وجود نداشته‌باشد يا تاثيرگذاري ناممكن باشد، هرگز اين قشر سرمايه‌گذاري سياسي و فكري جدي در زمينه انتخابات نخواهند داشت.

شما اساسا معتقد به تاثيرگذاري رويدادهاي آبان‌ماه در كنشگري سياسي مردم نيستيد و استنباط از نخبگان را براي تحليل و پيش‌بيني از مشاركت مردم كافي مي‌دانيد؟

من باور دارم كه اتفاقات آبان لطمه‌اي سياسي به قشر محروم و آسيب‌پذير وارد كرد اما درنهايت اين بحث خاتمه يافته و مردم خودشان را از اين امكان محروم نمي‌كنند. در عين حال يكي از ابزارهايي كه پيش‌روي همه مردم وجود دارد، صندوق راي است. مردم مي‌توانند در انتخابات حرف خود را بزنند و پيام خود را از طريق صندوق منتقل كنند؛ پس چرا بايد خود را از اين امكان محروم كنند. به‌ويژه كه در تجربه اخير توده‌هاي مردم دريافتند با اعتراض خياباني فرصت جدي براي بدخواهان ايجاد مي‌كنند و قطعا كسي مايل نيست، امكانات خود را به آتش بكشد يا به جاي بيان خواسته‌ها از سلاح استفاده كند. با اين حال من نفي نمي‌كنم كه اعتراض‌هاي آبان هم در مشاركت مردم تاثيرگذار خواهد بود.

به نظر شما اين تاثيرگذاري اندك است و در تصميم‌گيري نهايي براي مشاركت انتخاباتي تاثيرگذار نيست؟

خير؛ منظور من اين است كه انتخابات همان پيام اعتراض را با كمترين فرصت‌سازي براي دشمن فراهم مي‌كند اما اعتراض‌هاي خياباني درحالي كه نيروي انساني ما هنوز توانمندي لازم را براي ايجاد نظم ندارد تا عده‌اي در نظمي قابل پذيرش، نظرات‌شان را مطرح كنند و از سويي جلوي سوءاستفاده‌ بدخواهان نيز گرفته‌ شود، هزينه زيادي دارد. علاوه بر اين بايد مسير اعتراض‌ها از كانال يك جريان سياسي يا تشكيلات بگذرد و مجوز اخذ شود تا شعارها و خواسته‌ها كنترل شده بوده و امكان سوءاستفاده فراهم نشود.

در حال حاضر به نظر شما اين نگاه در ميان توده مردم وجود دارد كه به‌جاي اعتراض خياباني، پيام اعتراض را همچنان مي‌توان از طريق صندوق منتقل كرد؟ با اين تحليل چرا در فواصل زماني مختلف و هر زمان كه فرصتي مهيا مي‌شود، اعتراض‌هاي خياباني نيز با اين هزينه‌هاي بالا رخ مي‌دهد؟

همواره چنين بوده كه مردم صندوق راي را به اعتراض‌هاي خياباني ترجيح داده‌اند. مردم فرصت انتخابات را از دست نمي‌دهند. در واقع هميشه تغييرات اين‌گونه صورت گرفته است و الان هم گاهي مردم به صورت غضب‌آلود وارد صحنه مي‌شوند اما بلافاصله به اين نتيجه مي‌رسند كه اين نوع بيان خواسته‌ها تبعات جانبي زيادي دارد چرا كه طرح خواسته‌ها از طريق حركت‌هاي خياباني فرصت‌سازي براي بدخواهان مي‌كند و هزينه‌هاي مالي و جاني آن براي مردم به بار مي‌آيد؛ كما اينكه عناصر وابسته به بيگانگان در جريان اعتراض‌هاي اخير اعلام كردند در اين حوادث حضور و تاثير داشته‌اند، خصوصا گروه‌هايي چون الاهوازيه، منافقين و گروه‌هاي مسلح ديگر. درست است كه مردم گاهي عصباني مي‌شوند و واكنش شتاب‌زده‌اي نشان مي‌دهند اما در جمع‌بندي به اين نتيجه مي‌رسند كه انتخابات بهترين ابزار بيان نظرات است و تالي فاسد آن هم اندك است.

زماني كه شرايط به گونه‌اي پيش برود كه احزاب سياسي مسووليت حركت‌هاي اعتراضي خياباني را برعهده بگيرند، از وزارت كشور درخواست مجوز كنند و تعهد بدهند كه آنقدر توانمندي دارند كه با رعايت نظم و ضوابطي خواسته‌هاي خود را بيان مي‌كنند و همه‌چيز قاعده‌مند مي‌شود، مي‌توان اميد داشت كه اين نوع از حركات اعتراضي نيز صورت پذيرد.

با توجه به نظرسنجي ايسپا كه در تهران انجام شده، دست‌كم در اين شهر بيش از نيمي از مردم معتقدند اعتراض‌هايي مشابه آبان ‌ماه ادامه پيدا خواهد كرد. با توجه به اينكه بر اساس تجربه‌اي تاريخي بازه زماني اعتراض‌هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي از 10 سال به يك تا 2 سال رسيده، به نظر شما نيز امكان ادامه داشتن و بروز دوباره اعتراض‌هايي از اين دست وجود دارد؟

قطعا اين امكان وجود دارد؛ ممكن است تصميماتي دولت اتخاذ كند كه آن تصميمات براي مردم نگراني‌آور باشد. بنابراين اين امكان وجود دارد كه اين تصميمات، واكنش‌هايي درپي داشته ‌باشد. به هر حال عوامل مختلفي وجود دارد كه مي‌تواند جامعه را تحريك كرده و بر زخم‌ها نيشتر بزند. قطعا نارسايي‌ها و كاستي‌هايي در جامعه وجود دارد كه اگر دولت و مراكز قدرت اين زخم‌ها را التيام بخشند، آرامش ايجاد مي‌كنند و اگر تصميم‌گيري‌هايي از سر ناپختگي انجام دهند، نگراني ايجاد مي‌كنند. بنابراين اگر پرسش‌تان اين است كه فردا اگر تصميم مهمي در حد تغيير نرخ بنزين اتخاذ شود، باز هم امكان ايجاد التهاب‌ها وجود دارد؟ پاسخ من مثبت است. اما انتخابات از ديد جامعه، تاثيرگذاري از طريق صندوق راي است.

اما براي نمونه ممكن است انتخابات رياست‌جمهوري يا مجلس يا… برگزار شود و بين اين انتخابات تا انتخابات بعدي پديده‌اي همچون موسسات مالي و اعتباري بروز و ظهور پيدا كند كه به دليل كم‌كاري بانك مركزي فاجعه‌اي را براي مردم رقم زد. آيا مردم منتظر مي‌مانند تا در انتخابات بعدي تغييري ايجاد كنند و رييس بانك مركزي تغيير كند؟ خير؛ بين اين دو انتخابات هم بايد بتوانند صداي خود را برسانند و دولت را مجبور كنند كه رييس بانك مركزي را تغيير دهد. نظام سياسي ما البته مايل است صداي اعتراض مردم را بشنود؛ منتها براي اينكه از اين نوع اعتراض‌ها بهره بيشتري ببريم و كمترين لطمه را ببينيم، طبيعتا نياز داريم هم مردم بتوانند در چارچوب و ساختاري مشخص خواسته‌هاي خود را مطرح و هم نيروهاي تامين‌كننده نظم جامعه با آمادگي و ابزار لازم نظم ايجاد كنند. رسيدن به اين مهم نيز زمانبر است و به احزاب قوي و پاسخگو نياز دارد كه حاضر باشند، مسووليت‌پذيري‌شان را افزايش دهند و بسترساز براي طرح مطالبات بحق مردم باشند.

بعد از حوادث آبان هر دو جريان سياسي اصلاح‌طلب و اصولگرا با تحليل جناحي و جرياني و البته با ادله خودشان معتقد بودند كه جريان رقيب از اين حوادث آسيب بيشتري ديده است. به نظر شما كدام جريان سياسي از اين اعتراض‌ها و حوادث بيشتر آسيب ديده و آيا اساسا مي‌توان در جريان بررسي اعتراض‌هايي در اين سطح به جاي نگاه ملي و حاكميتي نگاه جرياني و جناحي داشت؟

فكر مي‌كنم در اين قضيه و بررسي اعتراض‌ها بايد ملي برخورد كرد و دنبال نگاه جناحي و جرياني نبود. در اين شرايط نبايد هر كس مدعي شود كه مصايب و مسائل متوجه جريان رقيب است و از مسووليت خود غافل شود. همه ما، چه در جايگاه اقليت و چه در جايگاه اكثريت مسووليتي بر گردن داريم. اما آنچه مسلم است جريان اكثريت كه دولت را در دست دارد نقش تعيين‌كننده‌تري ايفا مي‌كند.

نسبت مستقيم نارضايتي و مشاركت سياسي

حسن رسولي| شخصا در دهه‌هاي اخير به عنوان مدير مياني در حوزه سياست‌ داخلي فعاليت داشته‌ و به تبع آن در حوزه اجرايي انتخابات نيز حضور داشته‌ام و بر اساس تجربه اين سال‌ها بايد بگويم كه همواره هدف‌گذاري مجموعه حاكميت اعم از دولت و ساير قوا و نهادها، يك‌سال مانده به انتخابات، مراقبت از فضاي عمومي جامعه بوده است. دست‌كم يك‌سال مانده به انتخابات سراسري معمولا وزرا و مديران مسوول و همه دست‌اندركاران انتخابات با استفاده از اختيارات قانوني از فضاي عمومي جامعه مراقبت مي‌كردند و علاوه بر اين مراقبت از اجراي آن دست از تصميماتي كه ممكن است شرايط را براي نارضايتي عمومي فراهم آورد نيز جلوگيري مي‌كردند؛ چراكه همواره نسبت ضريب رضايت عمومي با شاخص شركت در انتخابات نسبت مستقيم داشته است. به اين معنا كه هر قدر ميزان رضايت‌مندي عمومي بالا مي‌رود، ميزان مشاركت عمومي در انتخابات نيز افزايش مي‌يابد. در طول اين سال‌ها در ستاد انتخابات كشور مسووليت داشتم، استاندار بوده‌ام و همواره شاهد اين بوده‌ام كه وزارتخانه‌هايي اعم از وزارت كشور، وزارت اطلاعات و ساير وزارتخانه‌ها و نهادهاي مسوول كه در حوزه سياست داخلي فعاليت دارند، اين هدف راهبردي را تعقيب مي‌كردند. متاسفانه اما امروز اين دغدغه و احساس مسووليت كمتر ديده مي‌شود. به‌طور مشخص در استان‌هايي كه مسووليت داشتم، شاهد اين بودم كه دست‌كم از يك‌سال پيش از رويدادي همچون انتخابات، نسبت به تامين مايحتاج عمومي و خدمت‌رساني بيشتر دستگاه‌ها به مردم حساسيت‌هايي وجود داشت. همچنين فضاي بازتري براي برگزاري نشست‌هاي عمومي با محوريت احزاب و نهادهاي مدني ايجاد مي‌شد. به‌ خاطر دارم كه در آستانه انتخابات 84 در استان خراسان، بيش از 100 نشست عمومي برگزار شد. همچنين مجموعه اقدام‌ها و تمهيدهايي كه با توسعه گفت‌وگو، نه گفتمان يك‌طرفه روابط و مناسبات دولت با مردم از حيث درك متقابل و افزايش اعتماد عمومي بهبود پيدا مي‌كرد. اين راهبردي بود كه همواره دنبال مي‌شد اما تعجب مي‌كنم كه چرا در شرايط فعلي كه رهبري هم تاكيد داشتند در يك جنگ تمام‌عيار اقتصادي هستيم، شاهد پيوست‌هاي اجتماعي، سياسي و رسانه‌اي نيستيم؛ بلكه شاهد پراكنده‌گويي و برخلاف انتظار كنايه‌ها و زخم‌زبان‌هايي از سوي برخي متوليان سياست داخلي هستيم. به نظر مي‌رسد كه بايد نسبت به آرام نگهداشتن فضاي عمومي جامعه مراقبت جدي وجود داشته ‌باشد، اما متاسفانه شاهد اين رويكرد نيستيم. چنانكه نه‌تنها در راستاي جلوگيري و پيشگيري از گسترش نارضايتي اقداماتي صورت نگرفته است؛ بلكه درست در آستانه آغاز برنامه‌ زمان‌بندي انتخابات با حوادث تلخ هفته پاياني آبان‌ماه 98 مواجه شديم. به نظر من در صورتي كه اين وضعيت تداوم داشته ‌باشد، قطعا آثار منفي آن را در ميزان مشاركت راي‌دهندگان حتي در حوزه‌هاي انتخابيه تك‌نماينده و كوچك شاهد خواهيم بود. در نتيجه براي كاهش آثار وقايع اخير و خروج سريع از شرايط امنيتي فعلي و ورود به فضاي آرام سياسي و اجتماعي، جامعه نيازمند شوكي جدي است. به‌طور مشخص منظور از شوك اين است كه متوليان مربوطه در قواي سه‌گانه در مواجهه با روان عمومي زخم‌ديده نسبت به اشتباه‌هاي رفتاري و تصميم‌گيري‌هاي غلط خود خاضعانه اعلام پوزش كنند و با ادبيات غير رسانه‌اي از رئوس حاكميت تا بخش‌هاي كوچك‌تر گفت‌وگويي صورت گيرد و متعاقب اين گفت‌وگوي ترميمي، اقدام‌هايي عملياتي نيز جهت التيام‌بخشي زخم‌هاي وارده به افكار عمومي انجام شود. تمام دست‌اندركاران و مسوولان بايد شرايطي را فراهم كنند تا يأس و دلمردگي فعلي كاهش پيدا كند و مسوولان اجرايي و نظارتي انتخابات نيز بستر مناسب‌تري از آنچه امروز شاهد آن هستيم را براي ورود جامعه سياسي كشور به عرصه انتخاباتي فراهم كنند. در چنين شرايطي است كه مي‌توان اميدوار بود به‌طور نسبي از گستره آثار سوء حوادث پيش آمده در مشاركت انتخابات كاسته شود.

رييس ستاد مركزي انتخابات

جبهه اصلاح‌طلبان ايران

منبع: روزنامه اعتماد 9 دی 98

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *