Home انتخاب سردبیر اصلاح طلبی بطحایی!!!
اصلاح طلبی بطحایی!!!

اصلاح طلبی بطحایی!!!

0

محمد داوری

وقتی چندین گزینه دولت بعد از انتخابات 96 برای تصدی وزارت آموزش و پرورش خط خورد و نوبت به سیدمحمد بطحایی رسید طبق توصیه آقای روحانی و آقای شریعتمداری مسئول ستاد انتخابات وی در سال 96 قرار بود پیرامون تناسب این گزینه در زمینه هماهنگی با دولت و توانایی مدیریت مجموعه بزرگ آموزش و پرورش با حضور اعضای ستادفرهنگیان روحانی در انتخابات به بحث و تبادل نظر بپردازیم و هیچ وقت فراموش نمی کنم جمله یکی از مدافعان فرصت طلب را که وقتی من در مورد اصلاح طلبی آقای بطحایی نقد کردم و گفتم ایشان از لحاظ شخصیتی و منشی به هیچ وجه اصلاح طلب نیست این شخص با قاطعیت آمیخته به عصبانیت گفت((اتفاقا آقای بطحایی یک اصلاح طلب ناب است)) و بعد در توصیف او چیزی کم نگذاشت چرا که می دانست او معرفی خواهد شد و مجلس هم به او رای خواهد داد و این را من هم می دانستم.

حالا پس از اقدامات اصول گرایانه این به اصطلاح اصلاح طلب ناب از قبیل سپردن مغز نظام آموزش به چهره ای مانند ذوالعلم و پشت کردن به دولت و دریافت پاداش خوش خدمتی ها به جناح مخالف دولت و نشستن بر کرسی معاونت دانشگاه آزاد به نظر می رسد نه تنها در ناب بودن او در اصلاح طلبی بلکه حتی در اصول گرایی او نیز باید تردید کرد.

فراموش نمی کنم وقتی در یک جلسه 5 نفره با حضور یکی از نمایندگان مجلس که برای گفت و گو پیش از رای اعتماد تشکیل شده بود و من به صراحت رو در روی آقای بطحایی گفتم شما که کارنامه دارید و نیازی به شنیدن برنامه های شما نیست و به درد وزارت آموزش و پرورش دولت روحانی نمی خورید چقدر تعجب کرد از شنیدن این سخنانی که معمولا در چنین جلسات خصوصی زده نمی شود و چقدر از همان روزها مشخص بود که بطحایی شخصیتی نیست که به چیزی یا کسی وفادار باشد و او در حد و اندازه وزارت آموزش و پرورش نمی باشد اما افسوس که فرایندها و فضاها همیشه دستخوش عواملی است که منجر به انتخاب های مناسب نمی شود و فرصت ها یکی پس از دیگری به هدر می رود.

حال پرسش من این است که اگر در یک شفافیت رسانه ای همه ما مجبور باشیم پاسخگوی عملکردها و ابراز نظرها و تصمیم ها و مخالفت ها و موافقت های خود باشیم فرصت طلبی ها و رنگ عوض کردن ها روز به روز کم رنگ تر می شود حداقل مدعیان اصلاح طلبی باید اینگونه باشند و از شفافیت استقبال کنند و شهامت پذیرش اشتباهات خود را داشته باشند.

فراموش نکنیم که یکی از مهم ترین دلایل بی اعتمادی عمومی و کاهش سرمایه اجتماعی اصلاح طلبی همین کم رنگ شدن مرزها است آنقدر کم رنگ شده است که فرقی و فاصله ای بین اصلاح طلبی و اصول گرایی دیده نمی شود و مردمی که امیدهای خود را در این تفاوت ها جستجو می کردند نا امید شده اند چرا که خود اصلاح طلب ها به اشتباه مهر اصلاح طلبی را بر پیشانی کسانی زدند که کم ترین سنخیت را با مرام و مسلک اصلاح طلبی نداشتند و ضربه ای که اصلاح طلبان و اصلاح طلبی از این جهت در دولت های یازدهم و دوازدهم خورد حتی در دولت نهم ودهم نخورده بود.

سرنوشت بطحایی و عملکرد او نمونه ای از این واقعیت است نمونه ای که مشابه آن در دستگاه ها و نهادهای دولتی فراوان است و معلوم نیست آیا دولت در این دوسال باقی مانده برای آن چاره ای دارد یا نه ؟! و آیا فرصت باقی مانده را صرف جبران هزینه ای که به اصلاح طلبی بویژه در حوزه آموزش و پرورش وارد کرده است می نماید یا نه؟

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =