Home دیدگاه آينه ناكارآمدي
آينه ناكارآمدي
0

آينه ناكارآمدي

0
0
سيد علي ميرفتاح

رقباي دولت اصرار دارند به هر زور و ضربي هست ثابت كنند كه دولت نمي‌تواند، زورش نمي‌رسد، از درون دچار تشتت و اشكال است و عبور از بحران با مديران بي‌حال و خسته و غيرانقلابي و دردناآشنا ناممكن است. آنها حتي دنبال خبرها و نكته‌هايي مي‌گردند تا به‌واسطه‌شان حرف خود را بر كرسي بنشانند كه مقامات عاليه كشور هم اطميناني به دولت فعلي ندارند و دل‌شان نمي‌آيد كارها را تمام و كمال به كابينه دوازدهم واگذارند. اگر شما هم مثل من هر روز روزنامه‌هاي منتقد دولت را بخوانيد منظورم را بهتر ملتفت مي‌شويد. آنها بي‌اعتنا به شرايط بين‌المللي هر روز براي كابينه شمشير از رو مي‌بندند و نقطه‌ضعف‌هايش را در بوق و كرنا مي‌كنند. تلويزيون هم تا حدود بسياري با منتقدان هم‌موضع است و تصويري كه از دولت به مردم نشان مي‌دهد تصوير دولتي نه چندان كارآمد است. البته هيچ‌كدام از اين روزنامه‌ها تيراژ بالايي ندارند، مردم هم آنها را نمي‌خوانند. تلويزيون هم در ساليان اخير عمده مشتري‌هاي خود را از دست داده است. اما اين حرف‌ بدان معنا نيست كه تخريب دولت تاثيري در ذهن مردم نمي‌گذارد. خوش‌تر آن باشد كه سر دلبران گفته‌ آيد در حديث ديگران. گاهي اين نقدها و بيان ناكارآمدي‌ها در رسانه‌ها و كانال‌هايي بازتاب پيدا مي‌كند كه منتقدان داخلي به گردشان هم نمي‌رسند. مردم رسانه‌هاي منتقد را نمي‌خوانند اما در عوض پست‌هاي تلگرامي‌اي را مي‌خوانند و عكس‌ها و خبرهايي را براي هم سند و ريسيو مي‌كنند كه صدتاي داخلي‌هانفوذ كلام دارند. آنها راست و دروغ را پشت هم رديف مي‌كنند و بيست و چهار ساعته بر سر مردم‌شان مي‌ريزند. مردم ،تلويزيون خودمان را كمتر مي‌بينند اما در عوض تلويزيون‌هايي مي‌بينند كه به قول شاعر «مي غلام است آن را». چيزهايي مي‌بينند و مي‌شنوند كه نقدهاي تلويزيون در برابرش حمايت همه‌جانبه است. آنها دنبال يك چيز بيشتر نيستند و يك حرف را بيشتر نمي‌خواهند در ذهن و ضمير مخاطب بنشانند: «ناكارآمدي». كافي است يك هفته، حتي بيست و چهار ساعت پاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي بنشينيد، همچنين اطلاعات و اخبار خود را از كانال‌هاي تلگرامي دريافت كنيد تا خواسته و ناخواسته ناكارآمدي نظام در ذهن‌تان تبديل به يك امر محرز شود. بعضي‌ها فكر مي‌كنند خيلي سفت و سختند و به راحتي تحت تاثير رسانه‌ها قرار نمي‌گيرند. هيچ‌كس خودش را عامي نمي‌پندارد و غالبا فكر مي‌كنند در زمره خواصند و بر آنها لازم است تا همه صداها را بشنوند و بي‌ترس از اينكه تحت تاثير قرار بگيرند، حتي پاي صحبت معاندان بنشينند. من نمي‌گويم ننشينند. امروز نمي‌توان كسي را منع كرد هين كه مبين، هان كه مپرس. اما واقعيت اين است كه زور رسانه‌هاي مورد نظر زياد است و مردم هم خواسته و نخواسته تحت تاثيرشان قرار مي‌گيرند و مشتري ثابت‌شان مي‌شوند. حتي بزرگان و پا به سن گذاشته‌ها و مسوولان هم اگر زياد پاي ماهواره بنشينند و بيش از حد با گوشي موبايل‌شان ور بروند خيلي زود متاثر مي‌شوند و «ناكارآمدي» را به عنوان يك امر بديهي مي‌پذيرند. كافي است به عنوان خبرنگار يا گزارشگر به سراغ كوچك و بزرگ مردم برويد، حتي بيرون از قواعد رسمي، مسوولان ريز و درشت مملكت را ملاقات كنيد تا حساب كار دست‌تان بيايد كه نفوذ پيام رسانه‌هاي مورد نظر تا كجاست. كافي است شما بپذيريد و در درون‌تان بنشيند كه مسوولان نمي‌توانند فرضا مشكل آب را حل كنند يا جلوي خشك شدن درياچه اروميه را بگيرند يا زورشان به دلار و طلا نمي‌رسد. خوب، طبيعي است كه پشتبند اين تلقي دست و دل‌تان به كار نرود و راه‌حل‌ها به عقل‌تان نرسد، راه‌حل مسوولان را هم جدي نگيريد. هركس سراغ سناريوي ناكارآمدي رفته بي‌شك باهوش بوده و از قدرت تلقين آگاهي داشته. از من بپرسيد البته مي‌گويم اسراييلي‌ها اين سناريو را دنبال كرده‌اند. خاطرتان باشد چند وقت پيش هم يكي از سخنراني‌هاي نتانياهو منتشر شد كه به امريكايي‌ها مي‌گفت ايران و عراق متفاوتند و همان كاري كه امريكا با عراق كرد نمي‌تواند با ايران بكند… هر ابليسي به نتانياهو مشاوره داده بود ،معلوم بود كه حسابي كار كرده و روانشناسي مردم ما را واقف بوده و ساختار قدرت را نيز مي‌شناخته. او گفت بايد مردم را به مسوولان كشور بي‌اعتماد كنيم و عموم مردم را به اينجا برسانيم كه فكر كنند بيش از مسوولان‌شان مي‌فهمند. مردم ما كلا كمي تا قسمتي اين‌طوري هستند. كافي است دوتا روزنامه ورزشي بخوانند و چهارتا اسم فوتباليست ياد بگيرند، خيلي سريع و صريح كي‌روش را به ناداني و بي‌برنامگي متهم مي‌كنند و شوخي و جدي از او رو برمي‌گردانند. مسوولان سياسي هم همين است. بحث عام و خاص نيست، كافي است در جمع خانوادگي يا داخل تاكسي بحثي از مديريت و توانايي مديران به ميان آوريد تا همه افراد خود را چند سر وگردن بالاتر از مديران بپندارند و صراحتا داد بزنند كه حيف اين مملكت كه دست اينهاست…

اين مملكت را يك هفته دست من بدهيد تا گل و بلبل تحويل‌تان دهم… اين حرف‌ها وزني ندارند اما اگر روزي هزار بار تكرار شوند و كارشناسان چپ و راست هم بر آنها صحه بگذارند آن وقت ما نه‌تنها از پسحل و فصل مشكلات‌مان برنمي‌آييم بلكه شبيه ديوانه‌ها به آينه ناكارآمدي خيره مي‌شويم و…

منبع:روزنامه اعتماد 26 تير 97

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *