Home انتخاب سردبیر آموزش و پرورش و گرفتاری در مثلت برمودای حاکمیت، دولت و وزیر
آموزش و پرورش و گرفتاری در مثلت برمودای حاکمیت، دولت و وزیر

آموزش و پرورش و گرفتاری در مثلت برمودای حاکمیت، دولت و وزیر

0
2
دیدارنیوز ـ محمد داوری*: بار دیگر آموزش و پرورش به طور خاص و تعلیم و تربیت به طور عام، به خاطر استعفای وزیر سابق و رایزنی برای گزینه‌های جایگزین، مورد توجه افکار عمومی و رسانه‌ها به ویژه فرهنگیان و فعالان رسانه‌ای قرار گرفته است که شاید به جرات باید تنها نکته مثبت این اتفاق را همین توجه به این مقوله مهم دانست چرا که سایر موارد یعنی استعفا و جایگزینی و رایزنی و لابی‌گری و تلاش‌هایی از این دست، چندان امیدوارکننده نیست و تفاوتی در اصل داستان یعنی سرنوشت نهاد تعلیم و تربیت و دستگاه آموزش و پرورش نخواهد گذاشت چرا که ناکارآمدی این دستگاه که مورد توافق همگان است ریشه در یک گرفتاری بزرگ دارد که از آن می‌توان به مثلث برمودا تعبیر کرد، مثلثی که یک ضلع آن حاکمیت و دو ضلع دیگر آن دولت به معنی کلی به ویژه شخص رییس‌جمهور و وزیر به معنای خاص آن و مجموعه وزارتخانه است.
بی‌تردید استراتژی و سیاست‌های کلان نظام آموزشی ما متاثر از نهاد‌های بالادستی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی آموزش و پرورش و نهاد رهبری است و اگر نقش دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی و حراستی و گزینشی را هم به آن اضافه کنیم متوجه خواهیم شد که این ضلع مثلث، چقدر قوی و تعیین کننده است و چقدر هم ثبات دارد یعنی با تغییر دولت و وزیر و مدیران، تاثیرات این بخش‌ها چندان کاهش نمی‌یابد لذا وقتی از کارآمدی و یا ناکارآمدی آموزش و پرورش سخن می‌رانیم نباید از نقش نهادها و دستگاه‌های حاکمیتی خارج از دولت و یا شبه دولتی غافل بود و بدون تغییر در استراتژی و سیاست‌ها و عملکرد این بخش، انتظار تغییر و تحول در ساختار یا محتوا و عملکرد دستگاه آموزش و پرورش را داشت.
دولت به معنای خاص یعنی شخص رییس‌جمهور و به معنای عام یعنی هیات دولت هم نقش مقطعی و نسبی دارند که متاسفانه تقریبا همه دولت‌ها همین نقش نسبی خود و حداقلی را برای در اولویت قرار دادن آموزش و پرورش به خوبی ایفا نکردند و اکثر دولت‌ها درگیر مسائل سیاست خارجی و داخلی و اقتصاد بوده‌اند و آنقدر چالش و گرفتاری داشتند که فرصت و امکان فکر کردن به مسائل آموزش و پرورش برایشان فراهم نمی‌شد. دولت روحانی نیز در دوره نخست، درگیر به سرانجام رساندن برجام و در دوره دوم درگیر بی سرانجام شدن برجام شده است و سیاست خارجی و منطقه‌ای و بحران اقتصادی، آنقدر او را عصبانی کرده است که به صراحت بگوید آموزش و پرورش در اولویت نیست.
حالا با این وضع دو ضلع حاکمیت و دولت، چگونه و کدام وزیر می‌تواند گره‌ای از مسائل متعدد و گسترده آموزش و پرورش بگشاید و با این اوضاع مگر فرقی هم می‌کند چه کسی وزیر باشد. وزیری که بخواهد باری از دوش فرهنگیان و دانش‌آموزان و اولیا بردارد و بر دوش دولت بگذارد بی‌تردید مورد حمایت دولت نخواهد بود و وزیری که بخواهد بار دولت را سبک کند و فشار را بر فرهنگیان و دانش‌آموزان و والدین بیشتر کند بی‌تردید به نارضایتی و ناامیدی دامن خواهد زد لذا سیکل باطل شعارهای متضاد برای جلب نظر حاکمیت و دولت و ملت ادامه خواهد داشت و قطار آموزش و پرورش، همچنان خارج از ریل کارآمدی از قبل فرسوده‌تر خواهد شد.
لذا به نظر می‌رسد تا اطلاع ثانوی اتفاق خاصی در دستگاه آموزش و پرورش نخواهد افتاد و هم چنان مثلث برمودای «نهاد‌های حاکمیتی استمرار بخش وضعیت فعلی» و «دولت غیرحمایت‌گر با اولویت‌های دیگر» و «وزیری که باید ساز‌های متضاد بزند»، باقی مانده این نظام آموزشی را هم در خود می‌بلعد و روز به روز ناکارآمدتر خواهد شد مگر اینکه تصمیمی کلان در سطح حاکمیتی در پیوند با دولت برای حمایت از وزیر جدید گرفته شود و به این باور مشترک رسیده شود که برای گشودن گره بسیاری از مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی باید از آموزش و پرورش به معنای خاص و تعلیم و تربیت به معنای عام آن آغاز نمود.
*روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی

Comment(۲)

  1. این ملت است که فقط خدا, شاه, امام و رهبراست
    تمامی خدایان , شاهان , امامان و رهبران غاصبان حق و ثروت ملی اند
    آینده، راهی نیست که برای ما ساخته باشند، وما باید آن راه را برویم
    . آینده، راهی است که باید خودمان بسازیم و خودمان برویم

    انگلیس این اعجوزه استعمار ۱۵۰ سال پیش برای اینکه اهداف اینده خویش را به مقصد برساند اقدام به احداث شغلی بنام ایت الله >یهودی انوسی ها دوشاش دوشجمهوری ایرانیشاخه لژ مادرلژحجتیهگاوچهارپاغذا جمهوری ایرانی سلطنت و مذهب< بشکست انجامید

    لژ محمد رضا پهلویی و لژحجتیه و اسداباد هم پیمان بودند چون هر دولازم و ملزوم یکدیگربودنند و بدون هم قادر اجرای دستورات لژ مادر نبوده و نیستند
    و دکتر مصدق توسط این دو لژفراماسونری «لژ سلطنت پهلویی ولژ یهود انوسی ایت الله کاشانی» از میان برداشته شد. و همچنین جدایی بحرین توسط لژ فراماسونری پهلویی صورت گرفت

    و باز همین دو لژفراماسونری انگلیس اعجوزه «پهلویی ومذهب/یهود انوسی ها» دوشادوش هم برای تکه تکه کردن مام میهن اماده گشته اند تا اخرین پلان فراسون مادر را به پایان برسانند

    این بارلژ رضا پهلویی میبایست با لژ یهودی انوسی فرقه ایت الله شیرازی «فرقه شیرازیه و امام محمد توحیدی» هم گام شود تا دو لبه تیغ قیچی لژ فراماسونری مادر انگلیس تکمیل گردد

    فراماسون فرح دیبا بدستور لژ مادرحمایت مالی میکند از لژ فراماسونری گرگها. و فراماسون رضا پهلویی حمایت مالی از لژ فراماسونری ریگی میکنه
    لژ حجتیه هم دستور حمایت از لژ فراماسونری الاهوزیه را بعهده دارد

    در این میان لژهای فراماسونری فرانسه خونخوار « لژ یهودی انوسی مسعود رجویی و لژ های کموله وغیره » همگام لژ انگیس عمل میکنند تا سهم خویش را برنند
    .

    مصدق
    – اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمی¬توانیم کاری انجام دهیم
    – قانون برای مملکت است نه مملکت برای قانون
    – بر فرض که ما با هواخواهان رژیم موافقت کنیم و بگوییم دیکتاتور به مملکت ما خدمت کرد. در مقابل آزادی که از ما سلب نمود چه برای ما کرد؟

    محمد مصدق نخستین ایرانی دارندهٔ مدرک دکترای رشته حقوق است[۹][۱۰] مصدق در زمان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی، اگر چه از حکومت قاجار مأیوس بود[۱۱] با توجه به این که می‌دانست رضا شاه حکومتی برمبنای دیکتاتوری ایجاد می‌کند، با این کار مخالفت کرد و بعد از آن یکی از منتقدین سرسخت رضاشاه بود.[۱۱][۱۲] در زمان حکومت رضاشاه، مصدق زندان رفته و مدتی را در تبعید گذرانید.[۱۳] او سلطنت پهلوی را مخلوق سیاست انگلستان می‌دانست.

    دهخدا در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا به عنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری در ایران مطرح شد. مردی که می‌توانست اولین رئیس‌جمهور ایران باشد. شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم‌دیده استبداد و از آن مهم‌تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمی‌شد سر پیری و به جرم طرح او به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزواء کشاند؛ و چنین کردند. او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند.[
    دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. آشنایی این دو به سال‌های بعد انقلاب مشروطه بازمی‌گشت.[۹] در ماه‌های پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبان‌ها افتاد.[۱۰][۱۱] به همین خاطر نیز مأموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانه‌اش ریختند و وی را شدیداً مضروب نمودند.

    دستی نیز در کار بود که سرمقاله نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.[۱۲]
    در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانه دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیداً مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت..

    چه اینده ای داشتیم ٫اگر انقلاب مشروطه [جمهوری ایرانی ] به انجام میرسید . جمهوری که حقوقدان و سیاستمدارش مصدق بود ورییس جمهورش دهخدا بود.

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *