Home انتخاب سردبیر آموزش مجازی و عدالت آموزشی
آموزش مجازی و عدالت آموزشی

آموزش مجازی و عدالت آموزشی

0
0

محمدداوری
 فعال صنفی معلمان
بیش از یک سال از اعلام علنی و رسمی ورود کرونا به کشور و چالش‌های ناشی از آن در حوزه‌های مختلف گذشت. در این میان آموزش و پرورش هم دچار چالش ناشی از این همه‌گیری شد، دستگاهی که متولی تعلیم و تربیت  15 میلیون دانش‌آموز است که با والدین‌شان نزدیک به 30 میلیون مخاطب دارد. در کنار این باید به جمعیت یک میلیون فرهنگیان شاغل در مدارس و ادارات اشاره کرد که تلاش کردند در این سال سخت مدافع کیفیت و عدالت آموزشی و پاسخگوی خانواده‌ها باشند. با این همه کیفیت و عدالت آموزشی سال‌ها به عنوان یک مطالبه ملی و مورد توجه کنشگران مدنی و رسانه‌ای حوزه آموزش و پرورش بوده و هست و البته این روزها با چالش جدیدی به نام آموزش مجازی روبه‌رو شده است،مدل آموزشی که در این سال به نظام آموزشی کشور تحمیل شد؛ تحمیلی که در درجه نخست به نظر می‌رسد عدالت آموزشی را تحت‌الشعاع خود قرار داده است چرا که از همان هفته‌های نخست آموزش مجازی ، مدارس برخوردار و غیرانتفاعی توانستند خلأ ناشی از آموزش حضوری را تا حدی با سامانه‌های خصوصی و اختصاصی برطرف کنند اما مدارس مناطق محروم و دور افتاده شوک‌زده از یک سو باید نگران سلامت خود و دانش‌آموزان می بودند و در سوی دیگر دغدغه آموزش را می داشتند، چرا که در نظام متمرکز همیشه عادت کرده بودند تا راهکار و دستورالعملی از مرکز ابلاغ شود. این مدارس در روزهای اول عملاً تعطیل شده و چشم انتظار دستور وزارت‌نشینان پایتخت ماندند.
‎البته تعدادی از معلمان دلسوز و مدیران پیگیر مدارس منتظر نمانده و از شبکه‌های اجتماعی استفاده کردند و عملاً آموزش مجازی را کلید زدند اما این راهکار برای همه مناطق و مدارس پاسخگو نبود، چرا که در برخی جاها اینترنت نبود یا اگر اینترنت بود، گوشی نبود.
‎فقر و محرومیت دوباره چهره خود را نشان داد و به موازات اینکه کرونا قربانی می‌گرفت، فقر و محرومیت هم از کودکان و نوجوانان این مرز و بوم قربانی می‌گرفت اما به هر طریقی که بود و با رسیدن نسخه اولیه شبکه شاد، سال تحصیلی گذشت و در زمانی که هنوز کشور درگیر موج نخست کرونا بود به پایان رسید و سفارش هم شده بود که مدارس سختگیری نکنند و براساس عملکرد نوبت اول و امتحان غیرحضوری، کارنامه‌های خرداد 99 دانش‌آموزان را صادر کنند تا آنها به پایه بالاتر بروند.
‎تابستان فرصتی است تا آموزش و پرورش و مدارس خود را برای سال تحصیلی جدید آماده کنند و فصل ساماندهی مجدد و برنامه‌ریزی دوباره برای یک سال تحصیلی دیگر است. نقل و انتقال‌های نیروی انسانی و رفع کمبودها و نقص‌ها همه و همه در تابستان انجام می‌گیرد اما حالا تابستان 99 با همه تابستان‌های گذشته برای آموزش و پرورش متفاوت بود و نگرانی از اینکه ادامه کرونا آموزش در سال تحصیلی جدید را کاملاً غیرحضوری و مجازی کند مسئولان را سردرگم و مناطق محروم را نگران‌تر از قبل کرده بود و عدالت آموزشی بیش از گذشته در معرض تهدید قرار داشت.
‎شبکه شاد که تنها نسخه ارائه شده آموزش و پرورش بود کمی ارتقا یافته بود و مسئولان با تصور اینکه کودکان و نوجوانان هدف ویروس کرونا نیستند انتظار داشتند بتوانند مدارس را بازگشایی کنند و حداقل نیمه حضوری کلاس‌ها برگزار شود. مسئولان سال تحصیلی را دو هفته زودتر از روال معمول از نیمه شهریورماه شروع کردند تا کمی عقب‌ماندگی سال قبل را هم جبران کند اما همان دوهفته شهریور و مقاومت والدین و شروع موج بعدی کرونا کافی بود تا آموزش کاملاً مجازی و غیرحضوری شود و علی‌رغم تأیید ضمنی مسئولان بر اینکه مدارس اختیار دارند که حضوری یا غیرحضوری برگزار کنند، اما ترجیح خود دانش‌آموزان و نگرانی والدین از سلامت فرزندان‌شان و ترجیح سلامت بر تربیت باعث شد کلاس‌های حضوری مورد استقبال قرار نگیرد و همه مدارس بطور جدی به‌دنبال آموزش مجازی و آنلاین باشند.
‎باز هم این مناطق محروم و دورافتاده و بدون اینترنت و گوشی بودند که از قافله عقب ماندند، چرا که مدارس برخوردار و غیرانتفاعی که اصلاً منتظر معجزه‌ای از مرکز نمانده بودند و به پشتوانه تجربه سال قبل و با پیش‌بینی اینکه کرونا همچنان ادامه خواهد داشت، سامانه‌های آموزش مجازی خود را ارتقا دادند و بخش خصوصی هم که فرصت را برای تجارت آموزشی مناسب دیده بود انواع گزینه‌ها (آپشن‌ها) را ارائه دادند و این امکانات نرم‌افزاری تا حد زیادی نگرانی برخوردارها را ازخلأ آموزشی و کیفیت آموزشی برطرف کرد، به گونه‌ای که رفته‌رفته نگرانی خانواده‌ها هم کمتر شد و به آموزش مجازی اعتماد کردند و در قبال حفظ سلامت از خیر اندک افتی که ایجاد می‌شد هم گذشتند، هرچند که همه به این باور رسیدند که آموزش مجازی جایگزین آموزش حضوری نمی‌شود اما می‌تواند به عنوان آموزش مکمل مورد استفاده قرار گیرد.
‎اما همچنان سر دانش‌آموزان مناطق محروم بی کلاه مانده بود و بجز خبرهای اندکی از گوشه و کنار مناطق دورافتاده و محروم که به یاری خیرین و خلاقیت‌ها و فداکاری‌های برخی معلمان چراغ آموزش روشن بود در بسیاری از مناطق همچنان یا مشکل اینترنت باقی بود یا گوشی موبایل و اگر هر دو بود همچنان شاد هم در حال ارتقا بود و برای برگزاری کلاس‌های آنلاین تعاملی آمادگی نداشت و خبرهای نویدبخش نسخه‌های کامل‌تر همه را در انتظار گذاشته بود در حالی که سال تحصیلی به نیمه خود نزدیک می‌شد.
‎حالا که سال تحصیلی از نیمه خود گذشته و تجربه آموزش مجازی هم وارد سال دوم خود شده است متأسفانه همچنان کودکان و نوجوانان قربانی تبعیض و محرومیت می‌شوند و در برخی مناطق محروم دانش آموزانی هستند که هنوز آموزش مجازی را شروع نکرده‌اند و اگر حالا همراه اول به همه جا اینترنت برده و شاد هم نسخه جدیدش را ارائه کرده اما تبلت‌های خیرین فقط توانسته به دست تعدادی از این دانش‌آموزان برسد.
به نظر می‌رسد نگرانی عمیق‌تر و گسترده‌تر از این حرف‌هاست و اگر قبلاً امید بود تا عدالت آموزشی رفته‌رفته وضعیت بهتری پیدا کند تا دیگر نگرانی عدالت آموزشی را نداشته باشیم، بلکه به کیفیت آموزشی بپردازیم اما گویا کرونا مثل مارپله نظام آموزشی ما را به پله پایین‌تری سقوط داد و حالا باید در فکر چاره حداقل‌ها بود.

منبع: روزنامه ایران 20 اسفند 99

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *