Home یادداشت آسیب شناسی تحزب در تاریخ ایرانی
آسیب شناسی تحزب در تاریخ ایرانی
0

آسیب شناسی تحزب در تاریخ ایرانی

0

هوشنگ گودرزی

دبیرشورای مرکزی سازمان معلمان ایران

«حزب پا یدار دارای چه هویتی است ؟ »

جبن وترس و احتیاط حالات روحی متفاوت انسانی است.
🔹جبن حس زیستی است در نا خوداگاه انسان، انعکاسی وبیولوژیک مثل دور شدن غیر ارادی از جسم داغ است« فرار از مشکلات. » نمود ی از جبن است.

🔹 وترس متکی بر محاسبات کوتامدت به نوعی عقل ابزاری منفی، یا فرار از مسولیت است این مشی رفتاری همان «تسلیم شرایط شدن»است.

🔹شق سوم یعنی احتیاط متکی بر تعقل راهی بر ادامه بقا پیدا کردن راه حل در وضعیت. غالب و قابل مشاهده است. این همان
«مقاومت پایدار» است
ترس از نو آوری است که منجر به مرگ روح.جمعی خواهد شد. حتی در حل مشکلات مبتلابه ،ترس از ابداع راه حل نوین ، شاید مانع آسیب شناسی تشکلات وتحزب وتقویت روح جمعی و به زبان امروزجماعت محوری شده است. لذا، تحزب تاریخی ایرانی نیاز به تشخیص راه عملی وعالمانه دارد. روحیه« مقاومت پایدار »از ضرورتهاست

🔷 کشورایران به لحاظ جغرافیا وتاریخ همیشه در معرض خوف رجا جبن وترس و احتیاط ،ادامه داده است ونپاشیده است .

🔷 ایرانی در تلاطم های جغرافیای سخت آب وهوایی سر زمین فلات ایران که اغلب بیابان وخشک وبا مناطق کوهستانی نامساعد،است . فقر تحمیلی طبیعت خشن باعث حمله اقوام کوچرو جهت جلوگیری از تلف شدن دامها به مناطق دشتها که محل زراعت افوام یکجانشین بود ،این تفاوت جغرافیا باعث ناامنی زارعین یکجانشین میگردید .وبرای دفاع دربرابر تهاجم ونا امنی متشکل میشدند بخشی از مازاد محصول زراعی خودرا صرف امور دفاعی در برابر نا امنی کرده وهمین زمینه« حاکمیتهای محلی» داخلی میشد تادر برابر نامنی های پایدار از سوی کشور گشایان واقوام مهاجم کوچنده داخلی ازخود دفاع کنند.
🔶 با این وصف ناپایداری در ثبات و امنیت یکی از مشکلات تاریخی وجغرافیایی ایران که در طول تاریخ حکمرانی بر ایران یکی از موانع پیشرفت بود و انحصار امور دفاعی در اختیار عده خاص به جای اینکه باعث ترقی لایه های اجتماع گردد تبدیل به عامل نا امنی از جانب« حکومت های مرکزی» میشد به نحوی که مردم برای محافظت از محصول ودامهای خود از زور گویی نمایندگان حکمرانان مجبور به دور شدن از سلطه حکومتهای محلی ومرکزی میشدند ودر لابلای کوها وچشمه مشغول به زراعت ودامداری بودند واز جاده هایی که دسترسی حکومتهای محلی را موجب میشد دوری میگزیدند تا امنیت بیشتری کسب کنند.

🔷طبع حکمرانان ایرانی قبل از تجدد ومدرنیته که متاثر مشی تغلب وتقلیب در اعمال وانحصار در قدرت بود ، فضای ترس وناامنی پایدار همیشه باعث میشد که ،احاکمان ومردم که در فضای جنگ وخشونت ناشی از حس انحصار لانه کرده در روابط مردم وحکمرانان محلی ومرکزی غالب شودتحت تسلط این مشی تهاجمی بر کشور نا امنی پایدار بوده است. وغلبه حاکم به شکلی اعمال میشد که هیچکس صاحب هیچ تمکن مالی وانباشتی از ثروت دست مردم امکان نداشت وحتی نفرات دوم حکومت ها بعد از عزل اموال وزمینهایشان وجانشان مورد تجاوز وسر به نیست شدن قرار میگرفت و امنیت جانی حتی نزدیکان خلع شده از قدرت وجود نداشت در معاصر هم چنین مواردی را میتوان درک کرد از امیر کبیر درحمام فین گویا نفر دوم کشور قربانی نفر اول شود.
مردم عادی حتی تصور نمیکردند صاحب زمینیامالی شوند واین رعب وترس ناشی از انحصار دائما جامعه را درمعرض تهدید و وخشونت قرار میداد وثبات که عامل رشد وپیشرفت است در معرض تهدید همیشگی بود.
در سر سر ز مین ایران امنیت پایدار کالای نایابی بوده که در طول تاریخ از جانب مهاجمان بیرونی ودرونی در معرض تاخت وتاز بوده است هدف از ایجاد ترس وبعد نا امن شدن هم انحصار در چراگاه تا انحصار در سرزمین ویا انحصار در امر ولایت بر ولایات بوده تالی فاسدترآن انحصار در امر نظامیگری وسپاهیگری وحتی انحصار در تولی در امر فرهنگ ودین. نیز از عایدات ترس وناامنی بی ثباتی واشفتگی چون درضرب الامثلها گو یند دزد بازار آشفته میخواهد. تا ماهی را در آب گل آلود صید کنند.

🔸جامعه ایران نقل به مضمون از محمدعلی کاتوزیان ۱جامعه ای کوتاه مدت است وامکان امنیت ویا انباشت سرمایه در طول تاریخ برای ایرانیان دور از قدرت حکومت وجود نداشت .لذا سامان یابی وتشکل مردم در طول تاریخ در چنین سرزمینهایی باوری دوراز دسترس بوده است وبه این دلیل چنیین جوامعی معروف به ورشکستگان تاریخ هستند .
🔷 مخالفانی سازمان یافته برای رهایی از ترس ونا امنی های پایدار به شکل فرقه ای مثل جنبشهای خرم دینان یاجنبشهای خراسان ویا اسماعیلیان و… به تقابل ودرگیری با حکومتهای مرکزی بوجود می آمد و درویشان خرقه پوشان وصوفی وزهاد فقهی هم برای گشا یشهای تاریخی که منجر به فرقه سازی دینی شد که مدت مدیدی حاکمیت صوفیان که

2🔷منشا والی گری ولایت معابی منشعب از تعصب صوفی گری یا تزهد های فقیهانه سر بر می آورد و حافظ گویا از به تنگ آمدن از صوفی گری وتزهددر تاریخ ایران نالان بوده وبارها دراشعار خود به این تحزب های تاریخی صوفیانه یا پشمینه پوشها می تاخته است واین روند غلط هم اکنون در برخی ولایت معاشان زمانه هم قابل رد گیری است
🔷ویادر عهد قجر بدلیل نا بکاری وفساد حکومت ها ودرباریان آنهافقر وفاقه مستولی بر سرنوشت مردم چنان عرصه را بر مردم تنگ کرده بود به نحوی مردم عوام باور به موعود گرایی وتوسل به ظهور امام غایب را راه نجات از ین همه مصیبت زمانه باور کردند وگویا اگروهی فرصت سو استفاده از باور شیعیان را مناسب برای جمع کردن اعوان وانصاری برای خود مناسب میدیدند.

🔹 پایه گذاران تشکل و نهضت شیخیه وبابیه توسط کسانی چون شیخ احمد احصایی بعد شیخ کاظم رشتی با این ادعا که خود موعود منتظر هستند وبه خود رکن رابع هستند حودرا موعود س فرض کردند وسپس ظهور جریان بابیه وبهاییه خصوصا در زمان صدارت امیرکبیر چنان باب هرج ومرج فکری وفرقه ای تشکلاتی این گروه باز شد ومردم گرفتار فقر وفاقه زمانه راه نجات را چننین جریانهایی تصور نمودند .
حکومت نسبتا به روز شده امیر کبیر را با مشکلات وگرفتاری های درباری وغیر درباری مواجه کرد که گویا امیر کبیر سرکرده این فرقه را ازمیان برمیدارد . جریان موعود گرایی فرقه انحرافی در دهه ۸۰ توسط معجزه هزاره سوم دست کمی ار فرقه های زمان امیر کبیر باراه انداختن حزب بهارپوپولیستی جهت عوامفریبی نداشت.

🔷شروع وادامه حکومت قجری و تجدد وپیشرفت وبر ق آسا وتحولات شگرف غرب رسته از فرهنگ قرون وسطایی باعث گردید که :

🔹اولا: روشنفکران با شکست ایران از روس خصوصا زمان عباس میرزا که با فرهنگ «غرب مانوس وتحول یافته»ویا مرواودات بعدی عده ای با ا«نقلاب اکتبر روسیه»ضد تزاری با فضای متحول شده خارج از ایران آشنا شدند وپی گیر تشکل راه نجات بودند
🔹دوما :علمای بخش سنتی جامعه چون جمال الدین اسدآبادی و حوزه نجف مثل آخوند خراسانی ومازندرانی ونایینی
جهت سعادت ملت اسلام وایران خواهان گسترش مشروطه شدند. وفضل اله نوری مشروعه طلب شد
🔷 البته از قبل مشروطه تلاشهای جمالدین اسدآبادی واقبال لاهوری پاکستانی ومحمد عبده مصری جهت تحزب عالم اسلام با دریافتهای درست از علل عقب ماندگی ملل شرق براساس توجه روشهای به روز شده وعالمانه جهت تغییر اوضاع ملل مسلمان شالوده ریزی شد.
🔹اما بعدا در تحزب سید قطبی اخوان المسلمین تجلی یافت ویا در حرکتهای ناشیانه ومتعصبانه در ایران زمان مصدق با حزب فداییان اسلام ویا حرکت های سانترالیزم گروهای مسلح چون مجاهدین خلق قبل وبعد انقلاب که با تکیه برسلاح در دوجناح حاکم ومحکوم جهت حل مشکل ملت، وسرانجام خیر وخوشی تا به حال نصیب ملت نشده است .
🔹خصوصا اخیرا وقتی پیشانی بن لادن وابوبکر بغدادی را نگاه کنیم هویداست این نوع از تحزب هم راه شکست خورده ای است. ونتوانسته راهی برای ایجاد امنیت پایدار ورهایی مردم از ترس روزمره در زندگی جهان امروز پیداکنند. اگر نامنی وبی ثباتی در مال وملک عاقبت منجر به انحصار و در نهایت ظلم وغارت میشود انحصار زدن بر باور وفرهنگ جامعه با تحمیل باور های ارتجاعی ، نوعی ظلم وغارت بود که تجسم عینی اش را دروجنات امثال ابوبکر البغدادی درشامات و عراق برخی هم باوران این عمله ظلمه در ایران معاصر هم قابل ردگیری است.

🔷 روند فوق منجر به مشروطه ونهضت نفت وانقلاب ۵۷گردید که خود حدیث مفصلی در تحزب وتجدد جامعه ایران دارد
🔶روشنفکرانی که موجدان ویا متاثران از مشروطه بودند نیاز به تحول وتحزب را درک کرده به دو نحله فکری مشروطه گری تعلق داشتند
نحله طرفدار عدالت
نحله آزادی خواه لیبرالی

🔺عدالتخواهان ایرانی در سر زمینهای قفقاز از مشی تحزب بلشویکها غلبه کننده بر تزار را سر لوحه اصلاح وضع ایران تصور میکردند وتوجه به ملیت ایرانی وفرهنگ دینی سرزمینی ایران را در کنشهای خود بی اعتنا بودند ویا به زبان روز این گروه مشی سنتی جامعه را در تحزب غیر علمی فرض کرده بودند و ازدریچه انتر ناسیونالیسم به مشکلات ایران می پرداختند. و در چارچوب الگوی شرق که با واقعیت ایران سارگار نبود مشق حزبی پیشه کرده بودند و جعفرپیشه وری از اعاظم آنزمانه تا مرز تجزیه ایران پیش رفت ولی افرادی که تعلق خاطر عمیق به ایران داشتند نیز در این جماعت کم نبود . واطلاعات بیشتراین باب از تجربه تحزب گروهای چپ متمایل به شوروی وچین را جهت تجربه اندوزی این کنشگران که اکثرا باور عمیقی به سرنوشت ایران داشتند ولی چون درک عمیق از هویت متاثر از ملیت وفرهنگ دینی ایرانی نداشتند حتی توصیه های مائو به برخی از مائوییستهای ایرانی قابل مطالعه است

3⃣🔷 که مائو به حضرات مائوئیست ایرانی سفارش مطالعه عمیق جامعه ایران را جهت تحزب پیشنهاد داده بود که هرگز توجه نشد.
🔸 کتابهای یرواند ابراهامیان به نظر سرنوشت احزاب چپ قابل تامل و پی گیری است.

🔷 احزاب نوین که متاثر از مشروطه ویا تحولات حاصل از مدرنیته غربی در ایران بودند وملیت ایرانی برایشان اهمیت داشت و خواهان تحول ایران به سبک غرب بودند.
این گروه نیز دو شاخه داشتند

🔷بخشی از این جماعت روشنفکری در ایران علاقه چندانی به تحولات مشروطه نداشتند و باستانگرایی پادشاهی را البته با الگو برداری از مدرنیته غرب راه نجات میدانستند و شاه مشروطه باب طبعشان نبود لذا در پی فلسفه بافی باستانگرایی پادشاهی جهت تمشییت امور بودند و روشنفکران گرد آمده اطراف آن پدر وپسر در حکومت سابق ازین جماعت بودند ،این نحله فکری از ترس وتهدید قدرت رضاخانی. لحظه ای در امنیت نبودند وشخصیت ذی وجودی از خود نداشتند از فروغی تا تیمورتاش وهویدا هیچکدام قدرت فعال مایشا نبوند تا ابتکاری خرج داده وثبات پایدار اقتصادی اجتماعی پایداری توسط احزاب و اقشار ولایه های اجتماعی در ایران رقم زده شود هرچند مدرنیته آمرانه ای را که بخشی از جامعه نیازش را بشدت حس میکرد کلید زده شدحکومت های محلی وسران قبایل که قبلا در گردش امور به غلط یا درست دستی در کار داشتند یا سرکوب شدند یا به جان هم انداخته میشدند . اما درمشارکت دادن اقوام سرکش وغیر سرکش در گردش کار محلات ومناطق ایران بی توجهی شد وملیت ایرانی به نوعی سرکوب گردیدو تمام استعداد اقوام وزبانها وفرهنگ متنوع ایرانی در گستره ایران توسط اقتدار حکومت مرکزی نادیده گرفته شد ویا بشدت سرکوب و به بهانه سرکشی وغارت از بروز وظهور اقوام کردولر ترک وبلوچ و فارس وبختیاری جلوگیری شد واین هم از عوامل شکل گیری. وبه سامان شدن ومتشکل شد ن جوامع در ایران دچارممانعت شدید شد وهمه اقوام هنوز هم حس سرخوردگی دارند.
▪️( نظریه پردازی این فلسفه حزبی ایرانشهری پادشاهی ضد مشروطه را در گذشته میتوان در آثار کاظم ایرانشهر وبه زبان امروزی اش در گفتگوهای احتمالی ازماشاالله آجودانی وحتما سید جواد طبا طبایی. میتوان در یافت۲ )

روشنفکر ضد مشروطه دربار حکومت دوره پهلوی ها کم نبودند ولی بی توجه به هویت اصیل ملیت ایرانی واقوام متنوع وفرهنگ دینی ایرانی باعث وبانی احزاب باب میل در بار میشدند ، چون روند پادشاهی ضد مشروطه گروه خونی اش با تحزب حتی از نوع فرمایشی کنار. نیامد و هردوحزب فرمایشی منحل و«حزب رساخیز» ویا به قولی« حزب الشاهی» را جهت زینت حکومت شاه تاسیس نمودند. اعلام شده هرکه نمیخواهد پاسپورت گرفته برود. وروندغلط در مشی کشورداری بی اعتنا به سنتها و توامندیهای ملی وفرهنگی دینی را ادامه تا زمانسقوط ادامه دادند.

🔷 شاخه دوم ازد وستداران تحزب وروشنفکر علاقه مند به ملیت و روند ها دموکراتیک در اداره کشور باورداشته ودارند که باور های کهن سنتی وملی و دینی جامعه قابل احترام وقابل مشارکت در امور کشور است . زمان نهضت ملی شدن نفت اوج شکوفایی روشنفکر ملی گرای مشروطه طلب وباورمند به روندهای دموکراتیک کشور بود، ومصدق سر آمد. این مشی فکری . که در مقطعی از تاریخ تحزب در قالب حزب ایران و جبهه ملی جهت تعالی کشور علی رغم مخالفت نیروهای وابسته به استعمار خارجی و کارشکنی ها دربار فاسد توانستند رسم مناسبی از کشور داری را در مقطعی از تاریخ به یادگار بگذارند واین تحزب بر مبنای علاقه حس ایراندوستی مبتنی بر روشهای دموکراتیک میتوانست تا اکنون جوابگوی تحزب وتشکل جهت بنییاد اداره کشور بارای مردم باشد. ولی از چند جهت متفاوت ومتضاد این مشی درست درتحزب وتشکل در امر کشورداری مورد هجوم استعمار خارجی ودرباریان فاسد
ونیروهای متعصب ومتحجر مذهبی قشری نگر به دین ، قرار گرفت وآن شد که نباید میشد واکنون ایران حسرت آن موفقیت تاریخی، دل هر ایرانی باور مند به فرهنگ توحید ی ایران راشعله ور میکند.
🔹این جریان حزبی فکری دموکراتیک ومتکی به ملیت وفرهنگ دین مدار جامعه ایران درزمان مصدق دولت مستعجل گردید وبه علت کودتای عوامل استعمار ودربار ونظامیان و دلواپسان دینی دولت این جریان فکر را سرنگون کردند

🔹 بعداز سقوط دولت ملی مصدق برخی نا امید برخی ملی گرایی مصدقی را ناکافی برای تغییر سرنوشت ایران میدانستد درحالی که در آن زمان اگر به تشکلات حزبی مستحکم می پرداختند هم ملی گرایی دموکراتیک کار آمد بود وهم فرهنگ دینی ضد ظلم ایرانی پشتیبانی میکرد.

🔹اما این دوستان در دوگروه باقیماند جبهه ملی و بنیان گذاران نهضت آزادی، همراه بازندان ودادگاه های نظانی ادامه فعالیت دادند منتها بامشی جدید نهضت آزادی وکنشهای به کار گیری آموزها ی دینی جهت تحرک بیشتر جامعه درمبارز شروعشد

4⃣ 🔷مبارزان وبزرگان نهضت آزادی در مبارزه هویت ملی ودینی مردم را در مبارزه و رهایی جامعه ازستم شاه بکار بردند اما برداشت از دین در همه متولیان دین جامعه یکسان تفسیر نشد وتفسیر دینی بازرگان با روش علمی وبه روز شده بادوستان مبارز خود یعنی مرحوم آیت اله طالقانی ومرحومان سحابی پدر وپسر ودر مرحله بعد ادامه بکار گیری تفسیر علمی دینی به روز شده توسط مرحوم شریعتی وبعد جوانان متشکل در سازمان مجاهدین خلق تفسیر مختلف ازدین در مشی مبارزاتی بوجود می آمد .
به نظر میرسد ورود به جزییات وتکثرات تفسیردینی اشتباهی است که این مقولات تفسیر پذیر ملی دینی را به جای اینکه وجالمصالحه جامعه باشد تبدیل به وجهالاختلاف ها شد ومبارزات دچار تفسیر شد
🔹هرچند بعد مبارزات ملی شدن نفت دولت مصدق فروغ ملی گرایی ، کم نور شد ولی اگر ملی گرایی شمولیت گرا همراه دیانت گرایی تکثر گرا بنیاد مبارزات حزبی سیاسی جنبشهای بعدی مردم میشد هرگز ملییت وفرهنگ دینی مردم دچار این تفسیر های ضیغ نمیشد

🔷ازطرف دیگر گروه های سنتی پیروکاشانی در زمان مصدق وبعد خط قبل از انقلاب جناح طرفدار مرحوم امام خمینی هم با اتکا بر مداخله دین در سیاست فعالیت گسترده کردند چون اینها هم ملی گرایی را نا دیده ولی گرفتار تفسیر متفاوت دینی شد که نه با مشی گروه مدرن دینی موافق بود ونه وفق نحله های فکری حاکم بر بخشی ازقم و مکتب سامره ونجف . هرکدام تفسیر ضیغ خودرا از حکومت دارند. در کشور داری براین مبنا اشکلات بزرگ فقه را حتی با شوراهای مصلحتی نمیتوان حل کرد

🔷ملیگراهای دموکراتیک اعم جبهه ملی وهم نهضت آزادی ها ومجاهدین خلق سابق ومرحوم شریعتی وحتی مبازران پیرو امام خمینی تصور نمیکردند که دیگرانی هستند که دریافت شان از دین هیچ مشابهتی به دریافت آنان ندارند، یعنی برداشت همه این مبارزان از دین ومذهب نه فقط در بین مبارزان مشابه نیست بلکه با نگاه سنتی ها به دین در حکومت هم بسیار اختلاف برانگیز خواهدشد
باید توجه میکردند که هم ملیت ایران کثرت پذیر است وهم دینداری مردم داری سلیقه های متفاوت است.

🔹 لازم نبودبه تفسیر علمی وبرادشتها مبارز پسند از دین از جانب این روشنفکران جهت تحزب انجام شود ویا تفسیرهای صرف حکومت مدارانه تنگ نظرانه ازدین ومذهب ازناحیه بخش سنتی مبارز با حکومت سابق پرداخته شود.
در حالی که دین در جامعه متکثر ایرانی هزاران مدعی متکثر دارد که هیچکس در تفسیر امورات مذهبی دیگری رابه رسمیت نمیشناسد و دین بر محور توحید را که عامل وحدت تاریخی ملت بوده تبدیل به عامل اختلاف در برداشتها شود

ملیت متکثر و دیند اری متکتر در طول تاریخ ایران ذاتی ایرانیان بوده ولذا در امر کشورداری وتحزب وتشکل با یست برای نجات ورهایی ملت ازترس ونا امنی و وایجاد ثبات پایدار در امورات کشورداری وتحزب ومتشکل کردن مردم این دوهویت را هم سنگ هم بکار گرفت تا از هر نوع انحصار و ایجاد حصار در جامعه جلوگیری کرد چون تجربه هرملتی که شکست تاریخی خورده ثابت میکند که ظلم ایجاد وضعیت انحصار. برا هر قشر وگروه ازمردم اعم از روحانی وغیر روحاتی ویا نظامی یا غیر نظامی ویا برتری هرقشری را به قشر دیگر علاوه براینکه خلاف توحید وخداپرستی است وخلاف خلقت اقوام وطبقات متفاوت جامعه وضد وحدت است و شرک و ظلم عظیم است پس تخزب وتشکل ومبارزه وکشورداری بر وفق مبنای ملیت متکثر و فرهنگ دیانت موحدانه راه رهایی ونجات استلذا در تحزب وتشکل جماعت ایرانی دوهویت دیر پای ایرانی را بایست مد نظر داشت
هویت تعلق خاطر به ملی گرایی هر قومی اعم از فارس وترک ولر وکرد بلوچ ویا سایر اقوام ایران در.تاریخ اثبات شده، اگر آرامش وامنیت وحقوق برابر از هر حیث تامین گردد هیچکدام از اقوام ایرانی تمایل نداشته که مستقل از هویت ایرانی به کشورهای اطراف ملحق گردند. هویت ایرانی راربر هر هویت دیگر ترجیح داده اند.
وهویت فرهنگ موحد پرور پیرو ادیان توحیدی را هم ،نباید نادیده انگاشت. البته نقش هویت فرهنگ موحدانه ایرانی باعث تحمل ومدارا ، همزیستی مسالمت جویانه، بین همه باورمندان دینی اعم از زردشت ومسیح وکلیم ومسلمان سنی وشیعه وهر فرقه دینی که بنیاداخلاق توحیدی را داشته میشده است.
وتقویت این دوهویت در بزنگاه های تاریخی سر زمین ایران خصوصا در تحرکات مردم در عصر مشروطه به رهبری جماعت علمای دین وزعمای ملی که هردو نحله به در ک ناقص یا کاملی از وضع ایران در قیاس با ملل دیگر رسیده بودن باور ملیگرایی ایرانی خصوصا روشنفکران گرد آمده در دربار که بی توجه به بنییاد فرهنگ غرب درک واقع بینانه از تحولات غرب نداشتندولی در صدد کپی کردن آن مشی در ظواهر ایران بودند ودر آمد سر شار نفت هم مزید بر علت گردید.
نگاه اشتباه برخی دیگر به شرق مقوله حس عدالتخواهی جامعه ایرانرا دچار انکسار کردند. هرچند این نگاه به چپ توانست در ساماندهی نهاد ها حزبی توده ای در میان مردم تجربه ساماندهی حزبی را با واقع گرایی علمی تر بنیان نهند ولی تحزب الگوبرداری شده از دریافتهای متناسب با نهضت بلشویکی ویا جنبش دهقانی چینی هرگز الگوی برداری این گروه از روشنفکران جهت تحزب مبتنی بر هویت ملی وفرهنگی که مقوم اصلی اش باورهای توحیدی ودینی بود وهاضمه ملت آن را هضم نمیکرد

5⃣🔷 فرهنگ دینمدار ایرانی ریشه در تاریخ ادیان توحیدی واز خصوصیت دیر پای فرهنگ دینی تسامح وتساهل وزیست مسا لمت جویانه
وشرایط تفاهم بین اقوام متنوع ایرانی همان فرهنگ مدارا گر منبعث از ادیان توحیدی خصوصا اسلام بود.
🔹 ولی برداشت غلط جماعت قشری واشعری مذهب ازدین به جای اینکه باعث سامانمند کردن تمامی نحله های فکری و متشکل تحزب مردم در حل مشکلات شوند
نهادها دینی را در انحصار فکر محدود نگر وتنگ خود در آوردند و به جای اینکه باعث همگرایی فکری همه اقوام وملیتها ونحله های فکری دینی شوند موجب تفرق وواگرایی در بافتها متنوع مردم شدند واین جماعت هیچ درک درستی از توحید و واتحاد و وحدت را ارائه ندادند وهر روز بر طبل تفرق کوبیدند و با عث ایجاد فرقه بندی بیشتر در جمع ایرانیان شدند حزبها را فقط دریک حزب تعریف کردندهمان مسیری که شکست حتمی جامعه را رقم خواهدزد. ،اگر در براین پاشنه بچرخد مشابه تحزب فرمایشی دربار ونظامی امنیتی ها حکومت گذشته عامل سقوط خود وجامعه میشوند

🔹در حال حاضر هم احزابی که در چنیین زمینه ای یا پراکسیس اجتماعی از طرز فکر غلط از ملیت ویا فرهنگ کج رفتار ازدین شروع به فعالیت کنند محتوم به شکست قطعی اند.

🔹 در صورتی که عوامل وحدت بخش در ایران ۵۷ باعث تحولی در منطقه وسطح جهان شد.
و برداشتهای وپر خطا از هویت ملی ودینی ایرانی منجر به ناکامی جنبش ۵۷ ایران گردیده است تالی فاسد « بی ثباتی و نا امنی پایدار» در تاریخ ، با ایجاد انحصار های کاذب وجعلی درسیاست وگردش حکومت و وانحصار در اقتصاد وروشهای فرهنکی ترقی ملتها رابا شکست مواجه کرده است.

تحزب ومتشکل شدن جماعت ایرانی با دوهویت ذکرشده زیر ضرورت تاریخی دارد
🔹 یعنی هویت ملی گرایی دموکراتیک شمولیت گرایی که همه اقوام ایرانی را در حاشیه ومرکز ایران را پوشش دهد
🔸هویت فرهنگ موحدگرایی ایرانی که تحمل ومدارا گری بین همه باورمندان موحد دینی اعم از زردشت ومسیح وکلیم ومسلمان سنی وشیعه وهر فرقه دینی که بن مایه اخلاق توحیدی را داشته در بر گیرد.
🔸تقویت این دوهویت در بزنگاه های تاریخی سر زمین ایران خصوصا در تحرکات مردم در عصر مشروطه به رهبری جماعت علمای دین وزعمای ملی که هردو نحله به در ک ناقص یا کاملی از وضع ایران در قیاس با ملل دیگر رسیده بودن باور به تحول در ایران را در سر داشتند یا در عصر نهضت ملی شدن نفت به رهبری مصدق وموفق شدن مردم در مرحله اولیه جنبش ۵۷، باز آنچه کار ساز بود اتحاد هویت ملیت وفرهنگ دینداری موحدانه در تحزبها وتشکلها ولی متاسفانه بطور موقتی بود.

 

LEAVE YOUR COMMENT

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 17 =